تبليغاتX
مَحكَمه (ASSIZE) - جمهوری بر باد رفته(12)

جمهوری بر باد رفته(12)

«قانون اساسی منحصر دراصل ولایت فقیه نیست،بلکه متضمن اصولی است که حکومت را مردمی نشان می دهد،ویک فصل آن نیزمبیّن حقوق ملت است.آقایان در تبلیغات خود دائما روی اصل ولایت فقیه تکیه می کنند،ولی این همه اصول متضمن حاکمیت مردم و حقوق ملت را نادیده می گیرند...به این قانون اساسی با این اصول، ملت ایران و حتی مراجع عظام و مرحوم امام(ره)رأی دادند،وایشان در سخنانشان نوعا روی مردم و جمهوریت ومردمی بودن نظام تکیه داشتند،ودرپیش نویس قانون اساسی که به دستور ایشان نوشته شده بودوایشان آن را پسندیده بودند،اصلا اسمی از ولایت فقیه نبود. مادرمجلس خبرگان قانون اساسی به منظور تضمین شرعیت واسلامیت نظام آن را اضافه کردیم. بعد آقایان در بازنگری بعد از اختلافات زیادی که اول داشتند،آخرالامریک کلمه «مطلقه« دراصل 57 اضافه کردند.نمی دانم توجه به تضادی که با اصول نامبرده می شود،داشتند یانه؟!(از: فقیه عالیقدر،آیت الله العظمی منتظری؛جزوه ولایت فقیه وقانون اساسی).

«روزی یک شیرگرسنه باسه گاوِسیاه،سفیدوقهوه ای رنگ همخانه شد.او نقشه می کشیدتاگاوهارابخورد. ابتدا با گاوقهوه ای رنگ،(که هم رنگ خودش بود)،طرح دوستی ریخت.به او گفت: ای گاو قهوه ای رنگ!من و تو همرنگ هستیم،اماآن دو گاو مثل من وتو نیست،بگذار آن گاو سیاه رنگ بد ترکیب را بخورم، تا این وصله ناجور بین مانباشد.گاوقهوه ای رنگ این اجازه را به شیرداد تا گاوسیاه را بخورد.مدتی شیر از سیری آن کیفور بود.تاآنکه بازدوباره گرسنگی بروی غلبه کرد. ایندفعه باز دوباره به پیش گاوقهوه ای رنگ آمد وگفت: بیا فقط من وتوکه یکرنگ هستیم،باشیم؛ گاوسفیدرنگ بین من وتوزائد ومزاحم است!اجازه بده آن رانیز بخورم. گاو قهوه ای رنگ بازدوباره اجازه خوردن راصادر وتوقیع کرد.مدتی بعد بازگرسنگی به جناب شیر غلبه کرد؛آمد سراغ گاو قهوه ای رنگ وگفت:آمده ام تاترابخورم!گاو قهوه ای رنگ گفت:آنزمان که اجازه دادم آن دوگاو رابخوری،خودم نیزخورده شده بودم!(قصه ای به همین مضمون درکتاب کلیه ودمنه).

آیت الله العظمی منتظری درجلسه 42مجلس خبرگان قانون اساسی اول،روز19مهرماه1358پیرامون وظایف ولایت فقیه(رهبری)،اصل 87(109)می گوید:

«...شماخواستیدبه رهبریک عنوان بدهید،ولی پوچ وخالی.اماآنچه دراین اصل مهم بوده است آن جهت است که تأئیدکاندیداهابایدازطرف رهبرباشد.برای اینکه حکومت،حکومت اسلامی باشد.بنابراین من پیشنهاد می کنم این عبارت قطعا باید اضافه بشود«تأئید کاندیداهابرای ریاست جمهوری به منظوراسلامی بودن حکومت وضمانت اجرایی آن».چون اگر رئیس جمهورازطرف رهبرتأئیدنشود احکامش برای ملت لازم الاجراءنیست.یعنی شما یک چیز راحذف کرده ایدویک چیز لغو را اضافه نموده اید»....«مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند وماحالا می خواهیم قانون اساسی خود را طبق حکومت اسلامی تنظیم کنیم. معنای حکومت اسلامی این است که باید دستورات اسلام اجراء شود دستورات اسلام هم باید زیر نظرکارشناس اسلامی باشد. وماهم نگفته ایم که هرآخوندی کارشناس اسلام است.ملاک عباوعمامه نیست وملاک هرآخوندی نیست،بلکه متخصص اسلام است...آقای مکارم فرمودندکه مارئیس جمهوررا یک فقیه معیَّن کنیم ولی ما وقتی خواستیم شرایط رئیس جمهوررامُعیَّن کنیم عده ای گفتندشرایط اوغیرازایرانی الاصل بودن ومسلمان بودن چیزدیگری نباشد.وماجرأت نکردیم بگوئیم رئیس جمهورباید فقیه باشد.مادراینجا اصرارکردیم که لااقل رئیس جمهورازطرف یک فقیه کاندید شود،یعنی ما گفته ایم کسانی که می خواهند کاندید رئیس جمهوری بشوند ازطرف فقیه تائید شوند. مثلا بگوید که من این ده نفر یا بیست نفر را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری تأئید می کنم. والبته بعد مردم می روندورأی می دهندوهرکس رأی بیشتر آورد اوانتخاب می شود.یعنی درحقیقت مردم اورا انتخاب کرده اند ولی به هرحال عده ای حاضر نشدند که از وظایف فقیه این مطلب هم باشد...».(منبع:کتاب صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ج2،ص1118و1142).

در حقیقت پس از30 سال،دردوره دهم انتخابات ریاست جمهوری،درتاریخ 22خرداد88 ،با توجه به اصول 4و72و93و96و99و108وبالاخص اصل 97که تفسیر قانون اساسی را برعهده شورای نگهبان گذاشته است،بادرنظرداشتن بازنگری انجام شده دراصول قانون اساسی اول، وهم چنین اختلافات دیرینه وسوابق فقاهتی وسیاسی افراد،وباجستجو درسخنان ومحتواوفحوای آنهایی که درمجلس خبرگان قانون اساسی اول به حمایت از ولایت فقیه پرداختندتا«اسلامیت» نظام تضمین شود،این شورا،همه را بااستراتژی«مشروطه مشروعه نظارت استصوابی »دور زد!

درواقع همان تئوری معروفِ «یک کیلو گلابی»از:«آیت الله آذری قمی» برکُرسی حکومت جلوس کرد!و کاندیداهای ریاست جمهوری را همان رهبری (ولایت فقیه)ابتدا منصوب کرده وسپس مردم فقط ازمیان آنها «اصلح»را انتخاب کردند!

در22 خرداد 88،دیدگاه«مافقط یک کیلوگلابی»داریم(با ضرس اما واگرهایی)رسماعملی شد.هرچنددر گذشته نیزناقص اجراء می شد،اما چون کاندیداهای دودوره گذشته،افرادی چون هاشمی رفسنجانی وخاتمی بودند(وهردونیزفقاهت لازم راداشتند)،رهبری(یاهمان ولایت فقیه،هرچنداختیاراتش بیش ازهمه بود)اما نمی توانست در مقابل«ان قلت»های این دو منتخب،درباب موضوعات مَدنی، همچون آزادی احزاب ومطبوعات وهکذا امثالهم... مقاومت کند!دوره اصلاحات در زمان آقای خاتمی مؤیِّدِ این ادعاست.

به هرحال چهارعددگلابی، یک کیلو گلابی می شود وگاها«پنج و یاشش»تا!هرکدام ازاین چندعدد گلابی(یعنی همان یک کیلوگلابی)ویژگی خاصِ خودش را دارد:یکی لک دارد،یکی کال است؛یکی ترشیده است و یکی رسیده...؟!

نظریه امام خمینی،که گفته بود:«معیارسنجش وانتخاب،بایدحال فعلی افراد»باشد،تحقق یافت؛البته با«نظارت استصوابی«؟!؟

«مادرپی ایجادیک نظام وجامعه ای هستیم که درآن مسلمانان آگاه و متعهدونیرومندمسئولیت را به عهده بگیرند. بنابراین نظامی که مادرپی آن هستیم نظامی است که درآن حکومت کنندگان اززبده ترین چهره های آگاه و متعهد اسلامی باشند.و هرگز نباید شائبه ای به میان بیایدکه هدف، حکومتِ روحانیت است«(از:آیت الله دکتر بهشتی؛روزنامه بامداد،6دی ماه سال 1358).

والسلام علی من اتبع الهدی

داستان «جمهوری بر باد رفته»همچنان ادامه دارد

13تیر88

تهران/ محمد شوری/ نویسنده وروزنامه نگار

http://assize.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط محمد شوري جزه | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin