جمهوری بر باد رفته(9)
«ولایت مطلقه فقیه» این سه کلمه محتوای«جمهوریت» شد.«جمهوری اسلامی»، همان «جمهوری ولایت فقیه» تعریف شد.
ولایت فقیه«رحماء بینهم» است یا آنکه «اشداء بینهم» شد؟!
ببینیم پس ازانحلال حاکمیت سلطنتی درایران، یعنی حکومت فردبرملت(خدا،شاه، میهن)وتأسیس«جمهوری»بامحتوای«اسلامی»یعنی:((جمهوری اسلامی))،که اسلامِ آن نیزازراه ومسیری است که ولایت فقیه تعیین می کندوهمان نیزمحتوای«جمهوری»است، چگونه آمدوچگونه شد؟:
«بنده این مطالبی راکه عرض می کنم برای تاریخ است ومی دانم که حالامؤثرنخواهد بود.ولی ان شاءالله روزی نوه آقای بهشتی می آید مجلس وسراغ کتابخانه رامی گیردوبعد می رودآنجاوصورت جلسات رامی خواندوبعدقضاوت می کند.(ربانی املشی:بفرمائیدنوه همه، اختصاص به شخص خاصی ندارد)بنده هم می میرم وآقایان هم همه خواهندمُرد؛ولی ان شاءالله ایران زنده می ماندواسلام باقی می ماند.ولی همه ماخواهیم مُرد.لیکن آن روحی که انتظاربود ازاین مجلس چون این ساختمانی که اینجاملاحظه می فرمائیدصحنه های عجیب وغریبی دیده است؛ولی همه گذشته،مطلبی که راجع به این اصل بنده خواستم عرض کنم اینست که ماآمده ایم یک ابداع جدیدی که می خواهد بشودبنده این راصریحا عرض می کنم که تاحالادرتشیّع سابقه نداشته مامی خواهیم به دست یک هیأتی یعنی شورای نگهبان بدهیم.عرض کردم مسأله امروزحل است تاامام باقیست این مسأله حل است واینکه عرض می کنم برای تاریخ صحبت می کنم...
(کرمی:بگذارآن موقع بیاصحبت کن).
نائب رئیس(آیت الله بهشتی):آقای کرمی اجازه بدهیدایشان آزادانه صحبت کنند بفرمائیدآقای مراغه ای.
مقدمه مراغه ای:...این امانتی است که به ماسپرده شده است دادن این اختیارات به شورای نگهبان به عقیده بنده صحیح نیست...بنده می گویم چنین شورایی که می خواهدمقررات مربوط به مجلس خبرگان(رهبری)وانتخاباتش وهمه چیزش راتعیین کندآیا چنین چیزی راصحیح می دانید؟خداشاهداست صحیح نیست...
(کرمی:آقای بهشتی یاجواب بدهید یا مامی آئیم جواب می دهیم)...
مقدم مراغه ای:..دومطلب است که هراصلی بعدازاین دوبعدابیایدبنده این راپیش بینی کردم و حضورابه آقایان گفتم که ازاین به بعداین دو درحال تصادم هستندوآن مسأله حاکمیت ملت و مسأله ولایت فقیه است که این راتاپیش خودمان حل نکنیم وخداشاهداست که هنوزحل نشده است ...نه برای آقایان حل شده ونه برای مردم ایران حل شده وماداریم یک چیزی را اینجامی گذرانیم که ابهام درآن هست ولی من می خواهم یک چیزروشنی باشد...من واگذاری چنین اختیارات رابه اولین شورای نگهبان مصلحت نمی دانم شایدبهترباشدبه اولین مجلس منتخب واگذار شود...«(از:سخنان«مقدم مراغه ای»نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی اول،به هنگام تصویب اصل 108.از:کتاب:«صورت مشروح مذامکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی ج.ا.ا.ج2،ص1098»).
موسوی تبریزی:این اصل 85(همان اصل 108)از اول تا آخرش که در واقع تتمه اصل 84(اصل 107)است،غیرازیک جمله ویک تمته بقیه همان است که آقایان دررساله های خودشان نوشته اندحالامن تعجب می کنم چطور آدم این مسائل به اصطلاح پیش پاافتاده در رساله های عملیه رانتواندتصوربکند.ولایت فقیه ورهبری یک فردیا رهبر به عنوان شورایی یکی ازضروریات مذهب است.روزجمعه گذشته درمحضرامام بودم،پاسداران منطقه شش آمده بودندمحضر شان،آنجاصحبت برایشان فرمودند؛جمله ای که فرمودندمن یادداشت کردم که عین جمله شان را بگویم.ایشان فرمودند:«کسی اگر بگوید اسلام منهای ولایت فقیه معنایش این است که تابه حال اسلام راتجزیه وتحلیل نکرده است ومعنای اسلام رانفهیمده است»بعد فرمودنداینقدرتقلیدازغرب نکنیدواسم کلمه خبرگان راهم آوردن وگفتندحتی اینهاکه درمجلس خبرگان هستندآنهانبایداینقدرتقلیدازغرب وشرق بکنندچرااصالت خودشان رابایدازدست بدهند. این مطلب راصراحتافرمودندونوارش هم موجوداست که«کسی که مخالف ولایت فقیه است، مخالف اسلام هست»وبه نظر من ازربقه اسلام خارج است.این یک مطلب راجع به اصل ولایت فقیه.حالابنده اول راجع به این اصل صحبت می کنم وبعدجواب فرمابشات برادرم آقای مقدم مراغه ای را عرض می کنم....اگر این ولایت فقیه که درقسمت اول اصل 85(اصل 108)مثل به اصطلاح رهبری امام خمینی باشدعین معنایش حاکمیت ملت است.حاکمیت ملت مگرمعنایش این نیست که مستقلابایدنظرورأی بدهد؟مگرحاکمیت ملت معنایش این نیست که من بایددرسرنوشت خودم استقلال رأی داشته باشم؟ببینیداین ملت درپیش چشم شمااست این مردم درپیش چشم شماهستند.اینهاهمه می گویندحزب فقط حزب الله،رهبر فقط روح الله؛این راخودشان قبول دارندبعدازپذیرش مردم که ولایت فقیه ازنظراثبات دراصل پنجم هم بعدازپذیرش مردم اثباتاپذیرش مردم راپشتوانه برای آن قراردادیم ونه ماقراردادیم بلکه خداقرارداده است لهذاحاکمیت ملت عین ولایت فقیه است واگرقسمت دومش را بفرمائید،قسمت دوم که خبرگانی بیایند ویکنفر که اوصاف ویژه وخاصی داردازبین مراجع یا به عنوان شورای رهبری انتخاب کننداین کارباحاکمیت ملی کجایش مخالف است؟...نمی خواهم بگویم جناب آقای مقدم مراغه ای عمدامخالفت می کنندبرای اینکه این خلاف شرع است که درباره ایشان بگویم ولی ازایشان خواهش می کنم این مسائل راکه جنبه تخصصی داردمثل مسأله ولایت فقیه که بعدازغیبت کبرای امام زمان(ع)به اصطلاح اسلام شاهنشاهی به من و شمامعرفی کردندوحالاماازاسلام فقط اسلام شاهنشاهی رامی دانیم،دراین مسائل که مسأله تخصصی است اگربرادران محترم یک مقدارمطالعه بیشتر داشته باشندمی فهمندکه جریان امرچیست ودیگربیجامخالفت نمی کنند.پس بنابراین نه این اصل باحاکمیت ملت مخالفت داردونه خلاف شرع است ونه مخالف حقوق حقه مردم است واینکه به عهده قانون گذاشته است که شورای نگهبان وآن شش نفر، علتش این است که مادیدیم بهتربن مرجع برای تعیین خُبره وبرای تعیین تعدادخُبره وکیفیت انتخاب همان شش نفر نواب امام زمان هستندکه دررأس مجلس شورای ملی هستندوبایدازنظرتطبیق قانون باشرع آنهاآنهانظارت داشته باشند،به این جهت به عهده آنها گذاشته شده است که قانون نحوه تشکیل مجلس خبرگان(رهبری)رامعین می کندبعدملت آنهاراانتخاب می کندواین عین حاکمیت ملت است نه اینکه مخالف حاکمیت ملت این عرض من بود».(همان منبع)
«اینک ما به یُمن انقلاب اسلامی ایران،مشتاقانه درانتظارتولدجامعه نوینی براساس ارزشهای اسلامی بسرمی بریم؛سؤالات خاصی مناسب بااین مرحله مطرح شده اند.طراحان این سؤالات گوناگونند؛هم دوستان؛ وهم دشمنان این سؤالات راازدو موضع ودیدگاه متفاوت به میدان آورده اند.سؤالات چنین اند:رابطه علمای دین که رهبری اعظم این انقلاب رادردست دارندباآینده این انقلاب چگونه خواهدبود؟آیاپدیده ای بنام«دیکتاتوری روحانیت»درپیش است؟ چراشورای انقلاب صفت اسلامی رابدنبال خودمی کشد؟وقتی مردم هنوزنمی دانندجمهوری اسلامی چیست،چرارهبری انقلاب آن رااعلام می کند؟وقتی جزئیات جمهوری اسلامی حتی بربسیاری ازمتفکران مسلمان روشن نیست،آیادعوت به جمهوری اسلامی دعوت مردم به مجهول مطلق نیست؟»(ازم.مجتهد شبستری،روزنامه کیهان،14بهمن 1357).
«رژیمی که به جای رژیم ظالمانه شاه خواهدنشست رژیم عادلانه ای است که شبیه آن رژیم،دردمکراسی غرب نیست وپیدانخواهدشد.ممکن است دمکراسی مطلوب ما با دمکراسی هایی که درغرب هست مشابه باشد.اما آن دمکراسی ای که ما می خواهیم بوجود آوریم،درغرب وجود ندارد.دمکراسی اسلام کاملتر ازدمکراسی غرب است»
(از:امام خمینی،صحیفه نورج2،ص216،14آبان 1357).
داستان«جمهوری بر باد رفته»همچنان ادامه خواهد داشت...
والسلام علی من اتبع الهدی
تهران/7تیر1388
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)