تبليغاتX
مَحكَمه (ASSIZE) - جمهوری بر باد رفته (6)

جمهوری بر باد رفته(6)

پس از سقوط سلطنت در ایران،محتوای«جمهوری»،«اسلامی»عنوان شد.این اسلام،«اسلام ناب محمدی»توصیف شد.مشخصه وویژگی خاص ومهم این اسلام،نظریه«ولایت فقیه»است!

برای اولین باردرتاریخ30ساله انقلاب،ودرمخالفت بااظهارات آیت الله خامنه ای(ولایت مطلقه فقیه)که درسخنان نمازجمعه خودازرهبران سیاسی ودرواقع‏،ازنامزدهای اصلاح‏طلب،یعنی مهندس میرحسین موسوی ومهدی کروبی خواسته بودکه جلوی ادامه‏ تظاهرات خیابانی رابگیرند،وگرنه،مسئول عواقب آن خواهندبود،به صورتی علنی وفراگیر،وبرخلاف انتظار،وبه شکل رسمی ومدنی،دریک اجتماع میلیونی وعمومی،تظاهراتی همراه باسخنرانی میرحسین موسوی،پس ازبیانات ایشان انجام شدکه چندکشته وزخمی نیزداشت!

رهبرجمهوری اسلامی ایران هم چنین درخطبه های نمازجمعه خود،«احمدی نژاد»(که سوابق ویژه ای چه درقبل وچه دربعدازانقلاب ندارد)رابه آقایان«هاشمی رفسنجانی»،«مهدی کروبی»،«میرحسین موسوی»،«مجمع روحانیون مبارز»،وبرخی نخبه گان مذهبی،سیاسی، علمی،فرهنگی وهنری کشورونیزبخشی ازافکارعمومی مردم ایران وجهان ترجیح داد.زیرا «احمدی نژاد»همان رئیس جمهوری این قانون اساسی است وکاملا«ذوب در ولایت فقیه»؛ و اینکه «دوپادشاه در یک اقلیم نمی گنجد»!

«نداآقاسلطان»دانشجوی فلسفه،یکی ازصدهامعترض وازجمله افکارعمومی بودکه به ضرب گلوله ای کشته شد.

«عطاءالله مهاجرانی»در وبلاگ خود نوشت:«آیت الله خامنه ای شیوه «نصربالرعب»را درپیش گرفته است».

http://www.blogalfa.com/uploads/SOUTAKESIYASAT_neda.jpg

ده سال پیش امام خمینی درجمع علمای غرب تهران درتاریخ 30/7/1358در توصیف ولایت فقیه گفت:

«شماازولایت فقیه نترسید،فقیه نمی خواهدبه مردم زورگویی کند،اگریک فقیهی بخواهد زور گویی کنداین فقیه دیگرولایت ندارد،اسلام است،دراسلام قانون حکومت می کند، پیغمبر اکرم (ص) هم تابع قانون بود،قانون الهی،نمی توانست تخلف بکند.ولایت فقیه ولایت بر اموراست که نگذارداین امورازمجاری خودش بیرون برود؛نظارت کندبرمجلس،بررئیس جمهور که مبادایک پای خطائی بردارد،نظارت کندبرنخست وزیرکه مبادایک کارخطائی بکند.نظارت کندبرهمه دستگاهها،برارتش که مبادایک کارخلافی بکند،جلوی دیکتاتوری رامامی خواهیم بگیریم، نمی خواهیم دیکتاتوری باشد،می خواهیم ضددیکتاتوری باشد،ولایت فقیه ضددیکتاتوری است نه دیکتاتوری».(صحیفه نورج10،ص29).

«ولایت فقیه»چگونه واردزندگی مردم ایران شد؟وچگونه شعار«استقلال آزادی،جمهوری اسلامی»،با«ولایت فقیه»(آنهم مطلقه)گره خورد،گره ای که پس از30سال«گره کور»تمامی مشکلات فعلی ایران عنوان می شود؟!

مسأله«ولایت فقیه»درپیش نویس قانون اساسی سال 1358،یعنی«اصل سوم»،درج نشده بود؛اما دربحث های خصوصی وتخصصی که در«مجلس خبرگان قانون اساسی اول»،حادث می شود«اصل سوم»به«اصل پنجم»تغییریافته و«اصل«ولایت فقیه»درآن درج وسپس تصویب ودربازنگری دوباره درسال1368توسط مجلس خبرگان دوم قانون اساسی ترمیم وبااضافه کردن قید«مطلقه»واختیارات حداکثری برای ایشان،قدرتمندترومحتوای«جمهوریتِ»،نظام«فربه تر » می شود!

توافق بر«اصل پنجم»به دلیل بحثهای درونی مجلس خبرگان بوده است،لذادرجلسه علنی آن،فقط بایک مخالف ویک موافق،وعلیرغم مخالفت برخی مبنی براجماع وبحث بیشتر (که متن گفت و گوها را هم مردم بدانند)،وعدم موافقت باآن،این اصل به تصویب می رسد.

رحمت الله مقدم مراغه ای به عنوان تنها مخالف گفت:

«ماآذربایجانیهایک ضرب المثلی داریم که وقتی به ترکی می گوئیم خیلی دلنشین است،ولی نمی دانم ترجمه می شودچه اندازه اثردارد.می گوئیم دوست آن است که وقتی پیش آمدی می شودبگوید«گفته بودم»امادشمن می گوید«می خواستم بگویم»...مطالبی که می گویم برای امروزنیست برای فرداهاست...جمهوری اسلامی ازدوکلمه اسلام وجمهوری تشکیل می شود که اسلام محتوااست.مااگراصول دین رادر قانون اساسی بیاوریم خدمتی نکرده ایم. چون اصول اسلام پشتوانه محکمتری ازقانون اساسی داردونباید کاری کنیم که نیروی اسلام راکه اکنون دراوج است وامیددردلهابوجودآورده است به صورت قوانینی که ممکن است هر روزتغییرکنددرآوریم...بایداین مطلب راصریحابه ملت اعلان کنیم وتشکیل جلسات خصوصی هم ضرورت ندارد.درجلسات عمومی بحث کنیم وببینیم آیاولایت فقیه که ازنظراصل موردقبول است،چطور بایدتنظیم شود؟ وقتی می گوئیم دراصل منظوراین است که اسلام بایدحاکم باشدولی نبایداسلام رایک طبقه خاصی درانحصارخودبگیرد،آن وقت ممکن است اسلام ابزاری شود دردست قدرطلبان واین تصورحاصل شودکه مبارزه ای راهمه ملت شروع کرده است اما پس از پیروزی عده ای می خواهندهمرزمان خودراکناربگذارند...امام(خمینی)باهمه قدرتی که دارندساده زندگی می کند،ساده صحبت می کند،ساده مردم رامی پذیرد.ازکجامی توانیم امیدوار باشیم که درآینده نیز،رهبری این چنین داشته باشیم؟...»

آیت الله دکتر بهشتی تنهاموافق گفت:

«آقای مراغه ای صحیح می گوئید که اسلام هیچگونه نیازی به قانون اساسی ندارد،بله نظر شماقابل قبول است.ولی آنچه ماکردیم این نبودو آنچه مامی کنیم این نیست...آیااصل پنجم می خواهدبیایدآزادی هاراازبین برد؟می خواهدحکومت رادراختیارقشرمعیّنی وطبقه معیّنی قراربدهد؟مثلامی خواهدبگویدازاین پس نخست وزیرورئیس جمهورووزراءهمه بایدروحانی و معمم باشند؟هرگز.(مکارم شیرازی:ولایت فقیه راکاملاتفسیرکنیدتاابهامشان رفع شود) بنا دارم واینکاررامی کنم...مرکزثقل حکومت،حکومت ورهبری برعهده فقیه.فقیه یعنی چه؟یعنی اسلام شناس.مطلع،ورزیده،متخصص،...یعنی دانای اسلام،اسلام دان...یعنی فقیهی که اعمالش،اخلاقش،رفتارش درهمه شئون باعدل اسلامی که عبارت است ازعمل به تمام فرائض وواجبات وپرهیزواجتناب ودوری ازهمه محرمات،هماهنگ باشدونشانی اعتدال دررفتار او باشد...ما گفتیم مرکزثقل حکومت یک چنین فردی است و گفتیم این فردچگونه این مرکز ثقل رابدست می آوردوگفتیم که اکثریت مردم اورابه رهبری شناخته باشندوپذیرفته باشند... برای اینکه مامی خواهیم نظامی اجتماعی اسلامی درآینده داشته باشیم.برادر،خواهر،توکه انقلاب کردی،تو که فداکاری کردی،توکه فرزندوشوهروبرادروخواهروهمسرت راقربانی کردی،تو که زندان رفتی وزجرکشیدی،توکه تبعیدشدی،توکه درتنگنابسربردی،توکه ازشرپلیس مزدور استبدادواستعمارحتی یک شب درخانه ات امنیت نداشتی وهرشب آماده بودی که فردایا همان شب درخانه نباشی ازتو می پرسم مجلس خبرگان ازتو می پرسد،همه این رنجها، و شکنجه هاراتحمل کردی که چه بدست بیاوری؟توخودت گفتی،بافریادگفتی،استقلال،آزادی، حکومت اسلامی...»...(از کتاب «صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی،ج1،ص373)

داستان«جمهوری بربادرفته»بازهم ادامه دارد...

والسلام علی من اتبع الهدی

تهران/محمد شوری(نویسنده و وروزنامه نگار)

2تیرماه 1388

http:assize.blogfa.com

.

+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط محمد شوري جزه | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin