تبليغاتX
مَحكَمه (ASSIZE) - جمهوری بر باد رفته (5)

جمهوری برباد رفته(5)

درک مستبدانه از دین نظام مستبدانه به همراه دارد و راه دیکتاتوری و استبداد را هموار می سازد.

استنباط مستبدانه ازدین به شرایط متعددی بستگی داردو مهم ترین آن،چگونگی شکل گیری تربیتی است.و شاخصه مهم آن،عدم تزکیه و نفاق است:

«تاتزکیه نشده اید قدرت برای شما خطرناک است»(از: امام خمینی)

وقتی چنین اندیشه ای بتواند اعمال قدرت کند،حق انتخاب را از فرد می گیرد:

«دیکتاتوری وآزادی ازاینجاناشی نمی شود که یک مکتب خود را حق می شمارد یاناحق؛بلکه ازاینجاناشی می شود که آیا حق انتخاب رابرای دیگران قائل است یا قائل نیست؟»(از:دکتر علی شریعتی؛کتاب شخصیت واندیشه دکترعلی شریعتی ص24)

حق انتخاب که سلب شود،آزادی سلب می شود؛آزادی که سلب شد،نا ن قطع می شود:

«آنکه آزادی ات رامی دزد،نانت را دزدیده است»(از:آلبرکامو).

نان انسان که قطع شود،معیشت اقتصادی،انسان را محتاج می کند.به استضعاف اقتصادی منجر می شود.استضعاف اقتصادی منجر به استضعاف فکری می شود؛وچنین انسانهایی به لحاظ اندیشه وقوه تفکر و اراده درانتخاب،مسلول ومعلول هستند:

«لا معاش له لا معادله»:«آنکه معیشت اقتصادی اش معیوب است،ایمانش را هم به سختی حفظ می کند و از دست می دهد».آدم بی ایمان هر کاری می کند. کاری ازآدم علیل ساخته نیست؛چون نیازمند است.

از همین مسیر دیکتاتوری وارد خواهد شد،رشد کرده وتقویت می شود.دیکتاتورها فقط با وجود انسانهای علیل و نیازمند، قوی و قدرتمند هستند؛ وجودشان با وجود آنها گره می خورد.


http://www.blogalfa.com/uploads/SOUTAKESIYASAT_SEEYASAT_(100).jpg


قرآن می گوید:«قالت اناالملوک اذا دخلوا قریه افسدواها وجعلوا اعزه اهلهااذله وکذالک یفعلون:ستمگران ودیکتاتورها وقتی به جایی وارد شوند وزعامت وقدرت رادراختیاربگیرند،فساد راباخودخواهندآورد،درآنزمان انسانهای وارسته ذلیل شده و آدمهای دون و پست شأن ومقام پیدامی کنند»

قاعدین بر مجاهدین ترجیح داده می شود؛و کسانی که برای پیروزی انقلاب و تشکیل و تأسیس «جمهوری»یک روز را هم سختی شکنجه و زندان و رنج و دردبدری و ...را تحمل نکرده و یا دائم در عافیت دائم بسر برده اند،اینک بر افرادی که با مجاهدت و رنج تحمل ناپذیر خود«سلطنت استبدادی»راشکستند،ترجیح داده می شود؛چون با افکار آنها همخوانی داشته ونزدیک است!

آنهامردم رارعیت خودکرده وبااستراتژی«صدقه پروری»سعی درجذب آراء استضعاف شدگان دارند؛به خودحق می دهندکه درمقام قدرت،مخالفین خویش را«خش وخاشاک»معرفی کنند، و آنهایی راکه باآنان نیستند،درهرشأن و مقام و منزلت اجتماعی که باشند،به زندان بیافکنند..

حقیقت جعل شده ونعل وارونه زده می شود؛حق چون وچرا گرفته می شود:

«شاه گناهش همین بود که می گفت آنچه من می گویم،نه آنچه ملت می خواهد.امروز هر کس این منش را تکرارکند،کاری مطرود و محکوم را انجام داده است»(ازسخنان آیت الله علی خامنه ای،رهبر جمهوری اسلامی ایران/روزنامه کیهان 30/12/1357).

«من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است.ازاسلام فقط بایک نیرو می شود پاسداری کرد وآن علم است وآزادی دادن به افکار مخالف ومواجهه صریح وروشن باآنها».(از:آیت الله مرتضی مطهری، کتاب پیرامون انقلاب اسلامی).

جمهوری اسلامی در پیچ و خم «اسلام آمریکایی» و«اسلام ناب محمدی» تاب برمی دارد! تاجایی که علاوه برسخنان متناقض از سوی نظریه پردازان آن،امام خمینی را نیز در چنبره آن گرفتار می سازد؛ومصلحت اندیشی بدست مصلحت اندیشان می افتد؛ «جمهوری«مصلحت اندیشان»...

ادامه دارد داستان«جمهوری بر بادرفته»

والسلام علی من اتبع الهدی

اول تیرماه88

تهران/محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

http://assize.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط محمد شوري جزه | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin