جمهوری بر باد رفته(4)
اسلام آمریکایی،اسلام ناب محمدی!
دو اصطلاح که از سوی امام خمینی رهبر وبنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب 22 بهمن 57 مطرح شد.
اصطلاح «اسلام آمریکایی» پیش از این،سالهاپیش،از سوی«سید قطب» از رهبران «جنبش اخوان المسلمین» مطرح شده بود.او به همین جرم اعدام شد.
امااصطلاح«اسلام ناب محمدی(ص)»که از سوی رهبر انقلاب ایران (امام خمینی) مطرح شد، مفهومی گنگ داشت؛و دراجرا به موانع برخورد کرد!
وقتی انقلاب 22 بهمن 57 پیروز شد،برای تغییر رژیم سلطنتی به
جمهوری اسلامی رفراندوم شد،مباحثی پیرامون ماهیت «اسلامی» بودن «جمهوری» مطرح شد:
«استاد!این روزها بانزدیک شدن زمان برگزاری رفراندوم مسائل عقیدتی وایدئولوژیکی
بسیاری،بخصوص در میان روشنفکران مطرح شده است...به عنوان اولین سؤال،من از مفهوم
جمهوری اسلامی شروع می کنم که بزعم بسیاری مفهومی گنگ و مبهم است.زیرا جمهوری به معنای
قرار داشتن حق حاکمیت در دست خود مردم وبه معنای حکومت عامه مردم است. حالا آنکه
قید اسلامی این اطلاق رامحدود و مُقیّد می کند وبه این ترتیب به نظر می رسد که مفهوم
جمهوری اسلامی در تعارض باموازین دمکراسی ودر تعارض با مفهوم جمهوری به معنای عام آن
باشد.این است که می پرسیم شما چه تعریفی از جمهوری اسلامی ارائه می دهید؟
استاد مطهری: احتیاج زیادی به تعریف ندارد.جمهوری اسلامی از دو کلمه مرکب شده است، کلمه جمهوری و کلمه اسلامی.
کلمه جمهوری، شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می کند و کلمه اسلامی محتوای آنرا.می دانیم که حکومتهای دنیا در گذشته وچه در حال حاضر شکلهای مختلفی داشته اند از قبیل حکومت فردی موروثی که نام آن سلطنت و پادشاهی است یا حکومت حکیمان ، متخصصان،فیلسوفان و نخبگان که اریستوکراسی نامیده می شود ویا حکومت منتفذان، سرمایه داران و قس علیهذا.
یکی از این حکومتها، حکومت عامه مردم است یعنی حکومتی که در آن حق انتخاب باهمه مردم است، قطع نظر از اینکه مرد یا زن،سفیدیاسیاه،دارای این عقیده یا آن عقیده باشند. در اینجافقط شرط بلوغ سنی و رشد عقلی معتبر است. ونه چیز دیگر.بعلاوه این حکومت حکومتی موقت است.یعنی هر چندسال یکبار باید تجدید شود...
واما کلمه اسلامی همانطور که گفتم محتوای این حکومت رابیان می کند. یعنی پشنهاد می کند که حکومت با اصول ومقررات اسلامی اداره شود ودر مدار اصول اسلامی حرکت کند ...به این ترتیب جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که شکل آن،انتخاب رئیس حکومت از سوی عامه مردم است برای مدت موقت ومحتوای آنهم اسلامی است».(از:آیت الله مرتضی مطهری.کتاب پیرامون انقلاب اسلامی.انتشارات صدرا،ص80)
پس از پیروزی انقلاب، اسلام در«جمهوری اسلامی» به «اسلام آمریکایی» و«اسلام ناب محمدی» مرزبندی و تقسیم شد.و همان نیز مورد مناقشه و منازعه شدید قرارگرفت.
و جمهوری اسلامی بر هر موضوع مدنی نیز رنگ دین زد!مثلا:در هر حکومت با هرنوع محتوای ایدئولوژیکی،بعضی مسائل یک حکم دارد؛اما در جمهوری اسلامی ایران آن را رنگ حکم دینی درآورند!مثل عنوان عبور از چراغ قرمزحرام است؛یا حضور در انتخابات یک تکلیف شرعی است و قس علیهذا...این شیوه نگاه به حکومت ومردم تاآنجا پیش رفت که در همه زوایای شخصی وخصوصی مردم دخالت کرده و به استناد آن که مردم نباید ایمانشان متزلزل شود،وارد عرصه زندگی خصوصی مردم شدند.
آیت الله ابوالقاسم خزعلی یکی از فقهای پیشین شورای نگهبان گفته بود:«ما در شورای نگهبان مواظب آن هستیم تا جوانان ما طعم جهنم نشوند»یعنی اینکه شورای خود مسئول ایمان مردم می داند!
عنوان حکومت دینی یا حکومت اسلامی امری نوظهور در جمهوری اسلامی نیست. در انقلاب مشروطیت نیز وقتی جدال مشروطه طلبان مشروعه خواه (طیف آیت الله شیخ فضل نوری) بامشروطه طلبان مشروطه طلب صورت گرفت. دعوا بر سرنوع محتوا و چگونگی اجرای محتوا بود.
همان زمان«آیت الله نائینی» در دفاع از «مشروطه» کتاب«تنبیه الامه و تنزیه المله» رانوشت.
«حکومت دینی چگونه است وحکومت دیندار چیست؟
انقلاب اسلامی در ایران برای اعاده کدامیک آمده است؟آیا هدف از تشکیل جمهوری اسلامی تحکیم حکومت دینی است یا پایه گذاری یک حکومت دیندار؟
برای تبیین و شناخت از این دو عنوان باید تعریفی دقیق از دین ارائه دهیم:
دیندار ودینی بودن در انسان یک امر فطری است. آدمی فطرتا یک موجودی دیندار می باشد. اما برداشتهای انسانی از دین باعث گونه گونی تلقی های دینی شده است.
اما دین چه می خواهد وچه می گوید.سؤالی است که پاسخی طولانی دارد.
آیادین همان آداب وعقاید مذهبی است که از جانب خداوند از طریق انبیاء ائمه،علمای دینی واندیشه های متبلور ازآنان بما رسیده است و یادین-که آنرا فطری می دانیم-فراتر از این بوده وگستره اش همه چیز است؟
استاد شهید مرتضی مطهری می گوید:«هر چه عدالت است همان دین می باشد«ایشان در کتاب«مبانی اقتصاداسلامی»می نویسد:«نه این است که آنچه دین گفت عدل است؛بلکه آنچه عدل است دین است».ودر ادامه مطلب آورده است:مقدس مآبی اقتضاء می کند که بگوئیم دین مقیاس عدالت است. اما اینطورنیست».بنابراین هر چه به عدالت منجر شود، سخن دین است.
دین در کشور ماخودمان-اسلام وتشیع-دارای فرهنگی عمیق و ریشه ای است. البته این تعلقات در طول سالیان دستخوش تغییرات ثانوی وماهوی هم شده است! از اسلام در ایران قرائت های مختلفی وجود داشته و وجود خواهد داشت والبته این امر به کل جهان اسلام هم تعمیم می یابد. اگر بحث تاریخی آنرا ورق بزنیم تفکر اخباریون در کنارعقلیون و نیزتاریخچه حوزه های علمیه دینی نمایانگر آن است که از شیعه و اسلام قرائت های متفاوت وبعضا متضادی هم متبادر شده است.
ملت ما توانست با رهبری کم نظیر حضرت امام (ره)نظام چند صدساله استبداد را از روند اجرایی کشور بزداید ویک حکومت اسلامی را پس از 14 قرن از تولد اسلام دوباره بنیان نهد.سؤال این است:آیا با توجه به اینهمه قرائتی که از اسلام هست، می توان حکومت اسلامی را برپا ساخت؟وآنرا اجراء و پیاده کرد؟کدام قرائت از اسلام را باید حاکمیت بخشید؟

مشکلات فعلی ما در ارائه اسلام و حکومت دینی ناشی از همین امر است!»(بخشی از یادداشت اینجانب باعنوان«حکومت دینی،حکومت دیندار»که بانام مستعار«علی میثمی» در روزنامه صبح امروز در مورخه 11دی 1377به چاپ رسید.هم چنین نشریه «یالثارات»به صاحب امتیازی «انصار حزب الله»و مدیر مسئولی«عبدالحمید محتشم» در یک مقاله ای که پرونده روزنامه صبح امروز را به نقد کشیده بود،در مورد یادداشت اینجانب نوشت:«گرادنندگان روزنامه صبح امروز تحلیل مضحکی از حکومت دینی دارند که جهت مزاح آنرامطرح می سازیم.این مزاح آنچنان به دل مسئولان صبح امروز نشست که نویسنده این هزلیات را خبرنگار سرویس گزارش خود قرار دادند...برای قرائت کامل این مقاله به روزنامه صبح امروز29اردیبهشت 1378 رجوع شود).
«درجامعه ما، آزادی ودمکراسی از جاده دین عبور می کند. استبداد و دیکتاتوری نیز از همین جا می گذرد. درک مستبدانه از دین،نظام مستبدانه و درک غیر مستبدانه از دین، نظام غیر مستبدانه پدید می آید»(از:دکتر عبدالکریم سروش،فیلسوف ونظریه پرداز).
داستان«جمهوری برباد رفته» همچنان ادامه دارد.
والسلام علی من اتبع الهدی
31خرداد88
تهران/محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
http:/assize.blogfa.com