جمهوری بر باد رفته (3)
«جمهوری اسلامی» نه یک «کلمه»کم، نه یک «کلمه»زیاد.
این سخن،ختم الکلام امام خمینی بود در پاسخ به منازعات انجام شده پیرامون ماهیت «جمهوری اسلامی».
مهندس مهدی بازرگان(اولین نخست وزیر دولت انقلابی،که امام خمینی آنرا به دولت امام زمان ملقب کرد)گفت:قید«دمکراتیک»به «اسلامی»اضافه شود؛امام خمینی گفت:«اسلام» در ذات خود «دمکراتیک» هم هست.
اما «اسلام »امام خمینی،«اسلام ناب محمدی(ص) و بدون خُدعه،نیرنگ و ریا»بود:
«باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس مآبی و تحجرگرایی اسلام آمریکایی جدا کرده و به مردم و مستضعفان نشان دهیم. ما اگر توانستیم نظامی بر پایه های نه شرقی نه غربی واقعی اسلام پاک و منزه از ریا وخُدعه و فریب را معرفی نمائیم،انقلاب پیروز شده است.(صحیفه نورج21،ص21، امام خمینی).
«جمهوری»ماهیتش روشن وآشکار است؛امام ماهیت اسلام(چه اسلامی وبا کدام بینش؟)معلوم نبود؛و تابه امروز همین موضوع،مسأله روز و دردسرساز شده است.
در همان ابتدا،برای انجام رفرنداوم «جمهوری اسلامی،آری یانه؟»بحث وجدل هابالا گرفت که: »کدام اسلام؟!»
آیت الله مرتضی مطهری در گفت و گو های خود پیرامون ماهیت «جمهوری اسلامی»که در صدا وسیماانجام می شد،و از جمله در مصاحبه با دکتر عبدالکریم سروش(نظریه پرداز و فیلسوف سیاستمدار)گفت:
«باید توجه داشت که فرق است میان منزل و میان راه،منزل تغییر می کند،اما آیا راه هم لزوما تغییر می کند؟...
وی هم چنین اضافه کرد:
«برای اکثریت قاطع ملت ایران،ایمان واعتقاد راسخ به اصول اسلام داشتن وبی چون وچرا دانستن آن اصول،نه گناه است ونه عیب.آنچه که می تواند گناه وعیب باشد این است که این اکثریت مسلمان،به اقلیت بی اعتقاد، اجازه چون وچرا ندهد.(ازکتاب:پیرامون انقلاب اسلامی /انتشارات صدرا)
اما«مشروطه مشروعه نظارت استصوابی»شورای نگهبان نه تنها این«چون وچرا»را از اقلیت بی اعتقاد در همان سالهای نخست پیروزی گرفت،بلکه با درگذشت امام خمینی و اعمال حاکمیت به شیوه «نظارت استصوابی»به نیروهایی باسابقه ای درخشان در قبل از انقلاب که همگی جزو حاکمیت بودند و در دایره خودی ها ی نظام محسوب می شدند،نیز رحم نکرد و همه را با تیغ«نظارت استصوابی»،«ذبح قانونی»کرد.آنان به استناد این سخن امام خمینی که گفته بود:«حال،حال فعلی افراد است»هرکس راکه«تشخیص استصوابی»داد،از«دایره خودی بودن»«حذف» کرد!
و اکنون آنچه که ما در مورد بازتابهای«انتخابات 22خرداد88 » مشاهده می کنیم ،متأثر از «حاکمیت استصوابی مشروطه مشروعه شورای نگهبان»است:
«ابوالعلاء معری موقعی که می گوید:«مردم بر دونوعند،یا دین دارندو عقل ندارند؛ویا عقل دارند ودین ندارند»اسلام در اوج قدرت خود قرار دارد.و این شعر ابوالعلاء به عقیده من از بزرگترین افتخارات است و از تمام این کاخها ومساجد و ساختمانها وقدرتها که در تاریخ بنام«تمدن اسلام» بوجود آمده،ارزشش بیشتر است.یعنی یک آدم کور،ضعیف،منحصر بفردِ منفور ،که هیچکس نمی شناسندش وهیچ قدرتی ندارد،می تواند در موقعی که حکومت اسلامی در اوج قدرت خود قرار دارد وبرجهان سیطره وغلبه پیدا کرده است،فحش بدهد وهیچکس هم کارش نداشته باشد ودر همان موقع ابوالعلاء ودیوان های شعرش را پخش می کنند ودر همان موقع اشعارش در جامعه های اسلامی وحتی در مدارس مذهبی واگو وخوانده می شود. چنین جامعه ای بوده است که بعد ما به این شکل افتاده ایم.(از:علی شریعتی،مجموعه آثارش31،ص109).
طبق نص صریح اصول قانون اساسی شورای نگهبان موظف است احکامی که خلاف اسلام و قانون اساسی باشد را تصویب نکند.
همانطور که انقلاب
مشروطیت نیز بر همین بنا استوار شد:
«ملت ایران درانقلاب مشروطیت حق حاکمیت ملی را کسب کرد،هرگز آنرا منافی با قبول
اسلام به عنوان یک مکتب و یک قانون اصلی واساسی که قوانین مملکت باید با رعایت
موازین آن تدوین وتنظیم گردد، ندانست و لهذا در متن قانون اساسی ضرورت انطبقاق با
قانون اسلام آمده است و درآنجا صریحا گفته می شود که هیچ قانونی که برضد قوانین اسلام
باشد،قانونیت نداردویا ضرورت حضور پنج فقیه طراز اول برای نظارت برقوانین ،که در
متمم قانون اساسی مندرج است برای تأمین همین نکته است»(از:آیت الله مرتضی
مطهری/همان منبع).
هرچند در قانون اساسی ترمیم شده دوم ،قدرت واختیارات«ولایت فقیه»بیشتر شد،اما رسما نوع نظارت را به «استصوابی» تغییرندادند.یعنی همه نظریه پردازان«جمهوری اسلامی ایران» از همان ابتدا ونخست تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی اول و دوم،چنین ذهنیتی از نظارت را نداشتند!اما شورای نگهبان از دوره چهارم مجلس،نوع نظارت استصوابی را آرام آرام اعمال کرد و سرانجام آنرابه صورت یک قانون به تصویب رساند.
امام خمینی در دیدارخود با فقهاوحقوقدانهای شورای نگهبان،در تاریخ 11/6/63می گوید:
«اما مسأله شما.من با نهاد شورای نگهبان صددرصدموافقم وعقیده ام هست که باید قوی و همیشگی باشد،ولی حفظ شورای نگهبان مقداری به دست خودشماست. برخورد شما باید به صورتی باشد که درآینده هم به این شورا صدمه نخورد.(صحیفه نور ج19،ص51،)
اما شورای نگهبان با استنادبه نص صریح قانون اساسی که تفسیر قانون اساسی را به عهده ایشان گذاشته است،نوع نظارت رااستصوابی اعلام کرد.یعنی اینکه همه کاندیداها ابتدا باید به تأئید آنان برسد وبعد مردم آنها راانتخاب کنند.یعنی همان اعمال نظریه وتئوری معروف«یک کیلوگلابی»!
آیت الله آذری قمی(که بعدها عقایدش تغییر و مغضوب همفکران ویاران خود شد)در ارائه نظریه خود در بحث مبانی فقهی حکومت اسلامی گفته بود:«که ما فقط یک کیلو گلابی داریم ومردم هم باید همان را بخرند وانتخاب کنند»!؟!
رد صلاحیت بیش از 100تن از نمایندگان دوره شش مجلس و نیز تشکیل مجلس هفتم و هشتم با همین نوع نظارت و نیز تائید صلاحیت فقط چهار کاندید،برای ریاست جمهوری دوره دهم،و همچنین تشکیک در تعداد آرای انتخابات 22خرداد88،که به اعتراض گسترده نامزدها و بخشی از مردم انجامید،بازتاب «مشروطه مشروعه نظارت استصوابی شورای نگهبان»است!
«مشروطه مشروعه نظارت استصوابی»حق استیضاح حاکمیت را ازملت گرفت:
امام خمینی در میان اعضای هیأت دولت،شورای نگهبان،شورای عالی قضائی جامعه روحانیت مبارز،جامعه مدرسین فرماندهان نیروهای سه گانه و ...درتاریخ 21/4/62،هشدارداد:
«لکن ما باید از خودمان شروع کنیم .اگر ما خودمان را اصلاح کنیم قهرا آن مقصدی که ما داریم، در دنیا هم صدور پیدا می کند...اگر خدای نخواسته ماهواهای نفسانی مان اسباب این بشود که گله ها وشکایتها، به مخالفت ها برسد آن روزی است که عزای همه کشور را باید بگیریم وگناهش گردن ماست که نفسانیت خودمان را زیر پا گذاشتیم... (صحیفه نور18، ص 36،»
چنین شدکه پس از انتخابات 22 خرداد 88،برای «جمهوریت» نظام عزا داری شد و هرنوع مخالفت و اعتراضی به استناد آنکه با نیروهای بیگانه در ارتباط است سرکوب گردید و به استناد اینکه چون آیت الله خامنه ای درنمازجمعه گفته است:جمهوری اسلامی به آرای مردم خیانت نمی کند ،پس باید بدون قید و شرط و «چون وچرا» آنرا پذیرفت؛درغیر این صورت هرنوع عکس العمل،مخالفت و اعتراض، محکوم بوده و عواقبی نیز در پی خواهد داشت!؟...
اما رهبرنخست انقلاب ایران و بنیانگذار ج.ا.ا.، یعنی امام خمینی چنین عقیده ای نداشت: ایشان در پاسخ به سخنان آیت الله خامنه ای درنماز جمعه و درمنصب ریاست جمهوری گفت:
«نباید ماها گمان کنیم که هر چه می گوئیم ومی کنیم کسی را حق اشکال نیست. اشکال بلکه تخطئه یک هدیه الهی است.( صحیفه نورج20ص70).
داستان«جمهوری بر باد رفته» همچنان ادامه دارد:
والسلام علی من اتبع الهدی
تهران/محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
30خرداد88