جمهوری بر باد رفته (2)
19دی ماه سال 56 بخشی از مردم در شهرستان قم ودیگر شهرستان ها در فقد فرزند امام خمینی،در مساجد جهت تسلیت و سوگواری گردهم می آیند. این تجمع و گردهمایی تبدیل به اعتراض علیه رژیم سلطنتی می شود. چند ماه قبل ازآن نیز در فقد دکتر علی شریعتی (29خرداد56) قشر دانشجویی و روشنفکری به بهانه فقد ودرگذشت نابهنگام وی، اعتراضاتی برپا کرده بودند. اما 19دی ماه به علت کشتار مردم توسط رژیم شاه تبدیل به یک موج عمومی و فراگیر شد.
برای کشته ها وشهدای آن واقعه در سراسر ایران مراسم هفت و چهلم برگزار شد. شاه برای حضور دائمی خود به تاکتیک های گوناگونی متوسل می شد. ازجمله برقراری حکومت نظامی،که مردم در پشت بام ها شعار می دادند:«ازهاری گوساله بازم می گی نواره»!
هم چنین شاه برای بقای خود حاضر شد «نصیری»(رئیس ساواک) و«هویدا»(نخست وزیر مطیع وگوش بفرمانش که 13 سال حکومت کرد)را دستگیر وبه زندان بیافکند،که همزمان با پیروزی انقلاب،آنان نیز به جوخه عدالت سپرده شدند.
افکار عمومی علیه سلطنت شاه او را در حالی که نالان و گریان بود و می گفت صدای انقلابتان راشنیدم، مجبور به خروج از ایران کرد؛ به این امید که همچون کودتای 28 مرداد به کشور بازد گردد، اما این چنین نشد!
مراسم های هفته وچهلم شهدا، تبدیل به یک انقلاب مردمی شد.انقلابی که سرانجام توانست در 22 بهمن 57 سلطه رژیم سلطنتی را از ایران بَرکند و نظام «جمهوری»رابرپاکند.
همان زمان در شعارها گفته می شد:«استقلال آزادی،حکومت اسلامی»اما برای همگان از جمله رهبران نهضت،مفهوم«حکومت اسلامی»مشخص نبود.
بعدا بدلیل همین نامفهومی«حکومت اسلامی» و ذهنیت منفی نسبت به آن،این شعار تغییر کرد؛وبه«استقلال آزادی،جمهوری اسلامی»تبدیل شد؛اما هیچکس نمی دانست«جمهوری اسلامی»یعنی چه؟
در سالهاپیش از انقلاب 22بهمن57،امام خمینی در درسهای خود میان طلاب دینی،«طرح حکومت اسلامی در قالب ولایت فقیه» را مطرح کرده بود.اما از محتوای آن، برنامه ای تدوین وتبیین شده وبه اصطلاح«مانیفست حکومت اسلامی» معلوم نمی شد.
امام خمینی بارها در دهه 50 در پاسخ به نامه هایی (که غالبا قشر دانشجو بودند)عنوان حکومت اسلامی را مطرح می کرد.
ازجمله در پاسخ به نامه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان در اروپا به تاریخ 10/3/1349می نویسد:
«امروزمشکل است ما بتوانیم حکومت اسلام و تشکیلات اساسی و سیاسی واقتصادی و اجتماعی آن را برجوامع بشری حتی مسلمین بفهمانیم».
وی همچنین در پاسخ به نامه دانشجویان مسلمان مقیم اروپا در تاریخ 21/6/50می نویسد:
«اگرحکومت اسلام که رئیسش با رعیت یکسان و دارالحکومه اش مسجد روی خاکهای گرم و سلطانش با کفش و جامه کهنه حکومت می کند وملت در پناه آن با آرامش و در سایه عدل زندگانی می کند، روی کار آید، اساس انحرافات چپ در اصل برباد می رود».(صحیفه نور ج1 ص 152و162).
بنا و اساس تشکیل سازمان مجاهدین خلق با یک ایدئولوژی اسلامی و نیز با فاز چریکی و مسلحانه برهمین مبنا استوار بود...
التبه بحث«حکومت اسلامی» و یا تغییر«سلطنت» به«جمهوری» از دوره انقلاب مشروطیت آغاز شده بود.
حال واکنون می توان گفت مشابه همان موضوع«مشروطه مشروعه» که به رهبری«شیخ فضل الله نوری»در دوران انقلاب مشروطیت عنوان شد و سرانجام آنرا به نوعی استحاله کرد و سلطنت استبدای همچنان دوام آورد،اینک با«اصل نظارت استصوابی»وجود دارد؛ که با نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 در صدد حاکمیت مطلق و متکامل شده همان نظریه«مشروطه مشروعه» شیخ فضل الله نوری هستند.
این درحالی بود که درمورد مشروطيت مجتهدین بزرگ دیگری چون سيدعبدالله بهبهانی و سيد محمد طباطبائی، آخوند محمدكاظم خراسانی وعلامه نائينی،مشروطه را قانونی دانسته وآن راتائیدمی کردند؛اما شیخ فضل الله نوری می گفت مشروطه ای درست است که قوانین آن برآمده از شرع و احكام اسلامی باشد.قوانینی که مجتهدین آن را تائیدکرده باشند و هکذا الخ...
چنین مناقشه ای سالها ست که در جمهوری اسلامی ایران شروع شده است،اما در انتخابات 22 خرداد88 رسما عملیاتی شد.و به استناد گفته عطاء الله مهاجرانی،عصر جمهوریت پایان و عصر حکومت اسلامی آغاز شد.
ونیز موضوع تغییر«سلطنت»به «جمهوری»به 86 سل قبل بازمی گردد:
درتاریخ28/12/1302سیل تلگراف هاازشهرها،برای تغییرنظام ازسلطنت به جمهوری ارسال شد.
درتاریخ 30/12/1302،درجلسه علنی مجلس مدافعان ومخالفان جمهوری سخنرانی کردند و طرحی در انقراض سلطنت و تشکیل جمهوری به شرح زیر تقدیم مجلس شد:
«نظربه این که تمام طبقات مملکت در مخالفت با سلسله سلاطین قاجاریه،رأی به انقراض سلطنت مذکور رسیده و نظربه اینکه تقریباتمام تلگرافات واصله اظهارتمایل به جمهوریت شده و باصراحت اختیارتغییر رژیم رابه مجلس شورای ملی داده اند، ما امضاءکنندگان موادذیل را به قیدفوریت پیشنهاد می کنیم:
ماده1- تغییررژیم مشروطه به جمهوریت.
ماده2-اختیاردادن به وکلای دوره پنجم تادرقانون اساسی موافق مصالح مملکت در رژیم تجدید نظرکنند.
ماده3-پس ازمعلوم شدن نتیجه آرای عمومی رژیم به وسیله مجلس شورای ملی اعلام شود.
درتاریخ2/1/1303،جلسه علنی مجلس شورای ملی برای اعلام جمهوری تشکیل شد.عده زیادی ازروحانیون واصناف در میدان بهارستان اجتماع کردند و علیه جمهوری و نیز رضا خان شعار دادند؛در نتیجه آن زد و خورد شدیدی بین نظامیان و مردم روی داد.بدین خاطرجلسه علنی مجلس بدون اخذ نتیجه تعطیل شد.
در تاریخ 15/1/1303 عده زیادی از علما و تجار در دیدار با رضاخان مخالفت خود را با جمهوری اعلام کردند.(ظاهرا از عنوان جمهوری کفر و الحاد و زندقه بیرون می آمد!!). درتاریخ11/1/1303 رضاخان که خود را طرفدار جمهوری اعلام کرده بود،برای مذاکره باعلما و روحانیون وارد شهرستان قم شد،سپس درپایان جلسه رسمامخالفت خود را با تغییر رژیم سلطنت وتبدیل آن به جمهوری اعلام کرد و در اطلاعیه اعلام کرد:
«برای احترام به مقام روحانیت پس از تبادل نظر با آنان جمهوری موقوف می شود».
سرانجام درتاریخ22 آذر1304مجلس موسسان با تشکیل پنج جلسه، اصول36،37،و40متمم قانون اساسی را تغییر داد و به موجب آن نظام سلطنتی ازخانواده قاجاربه پهلوی رسید ودوره پنجم مجلس شورای ملی بدین شکل در22 بهمن سال 1304 پایان گرفت ومجلس ششم با آغاز سلطنت پهلوی درایران مترادف شد.واین چینین نیز رضاشاه که خود را طرفدار جمهوری جازده بود،همانرا نیز به نفع خود تغییر داد و سالها خود و فرزندش سلطنت کردند!
ازنكات گفتنی در رويدادفوق،(تغييررژيم سلطنتي از قاجار به پهلوی)تاريخ 22بهمن سال1304 است!که سرانجام در22بهمن سال1357،نظام«سلطنتی»بكلی درايران مختومه و«جمهوری» از نوع اسلامی و آنهم نه«یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»،تأسیس شد...
داستان «جمهوری برباد رفته»ادامه دارد...
والسلام علی من اتبع الهدی
تهران؛28خرداد88
محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار)