جمهوری بر باد رفته(1)
روز«22خرداد 88»می توانست به«فرایند دمکراسی در ایران» جهش دهد،اما با یک«مهندسی سیاسی تضمینی»،بر صورت«جمهوری»سیلی نواخته شد...
در این روایت، با نقب به تاریخ و نقل تاریخی از« اندیشه سیاسی اسلام»داستان«جمهوری بربادرفته درایران»را با هم مرور می کنیم:
«تشیع صفوی درسیاست دخالت نمی کند.این قسمت را به سلطنت صفوی واگذارکرده اند.دوره غیبت است.سیاست یعنی چه؟ حکومت یعنی چه؟راجع به حیض، نفاص، جنابت، آداب الخلاء، احکام بَرده وحقوق خواجه بر برده اش هر چه بخواهی بپرس، فقط در آداب مستراح رفتن شش ماه تحقیقات ونظریات مفصل هست.اما راجع به موضوعاتی که به سبیل شاه عباس بربخورد، مجتهد صفوی ناپرهیزی نمی کند.زیرا مجتهد باید پرهیزکار باشد!»(مجموعه آثارش9،ص234)از:«علی شریعتی»،کسی که تأثیرادبیات مذهبی او،همراه با فوت ناگهانی اش در29خرداد56،برپیروزی«جمهوری»در ایران،کم اثرنیست.
«استبدادواضح ترین نشانه حاکم طاغوتی است.معنای استبداد این است که آن کسی که اداره جامعه بدست اوست فقط به رأی خود ومیل خود متکی باشد،رأی دیگران، میل دیگران،مخصوصا میل مردمی که زمام امور آنها بدست اوست درتصمیم گیریهای او تأثیری نداشته باشد.مهم نیست برای او که مردم چه می گویند وچه می خواهند،مهم این است که رأی ونظرخوداوچیست، اوچه می گویدوچه می خواهد»(کتاب در مکتب جمعه،ج7،ص336)از:«آیت الله علی خامنه ای»،رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران، فردی که 20 سال است حکومت وزعامت «جمهوری» بدست اوست.اوطبق اصول متعدد قانون اساسی،قدرت واختیارات فوق العاده ای دارد.تنها اوست که می تواند با«حکم حکومتی»خود انتخابات 22خردا88 راباطل ودستوربه انجام دوباره آن بدهد.
«به تعبیرمخالفین ولایت فقیه یک حکومت دیکتاتوری است.مخالفین می گویند:زشت ترین حکومتها،حکومت یک فرد است برجامعه؛ ودرعین حال آنها می گویند:درمسأله ولایت فقیه هم همین حرف است؛که مثلا اگریک فردحکم وفرمانی راصادرکرد هیچکس نمی تواندبا اومخالفت کند وبرهمه واجب است که ازاواطاعت کنند،مخالفین می گویند این همان دیکتاتوری است... (روزنامه رسالت3/2/1365)از:«آیت الله محمد یزدی»،فردی که پیشترعضو فقهای شورای نگهبان بود.اعضای شورای نگهبان منتخب ومنصوب ولایت فقیه یاهمان رهبرنظام هستند.هم چنین شورای نگهبان وظیفه دارد طبق قانون«نظارت استصوابی» اعضای«مجلس خبرگان رهبری»راتأئیدکند.این مجلس قانونا می تواند درصورت تخلف،رهبری راازقدرت خود«خلع ید» نماید. هم چنین وی به مدت ده سال ریاست قوه قضائیه را(که دربازنگری قانون اساسی ساختارش تغییرکرده بودوریاستش نیزمنصوب رهبری است)،برعهده داشت.آیت الله هاشمی شاهرودی پس از ایشان به قدرت رسید.وی همزمان با بدست گرفتن ریاست قوه قضائیه،گفت:«من ویرانه ای تحویل گرفته ام.ده سال وقت نیاز دارم که قوه قضائیه رامتحول کنم».
«رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی شود.آن رژیم های جمهوری هم که استبدادی هستند دراسم جمهوری هستند، درمحتواسلطنتی هستند»(صحیفه نورج2،ص205)از«امام خمینی»رهبر «انقلاب ایران» وبنیانگذار«جمهوری اسلامی ایران».وی اندکی پس از فروپاشی نظام سلطنتی، با 8 سال جنگ ویرانگر روبروشد. که برای ختم وپایان جنگ به تعبیرخودش جام زهرنوشید.اختیارات ولایت فقیه درقانون اساسی اول کمتر از اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی دوم بود.در آنجا«ولایت مطلقه» قید نشده بود. امام خمینی فقط ده سال حکومت کرد.
یکی بود یکی نبود،در یکی از روزهای سرد زمستانی سال 56...داستان «جمهوری بر باد رفته ادامه دارد».
والسلام علی من اتبع الهدی
تهران/27خرداد88
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)