محکمه امروز
30 سال است که مردم می دوند
30 سال است که مردم در پیشواز رهبران خود -که منتخبان و نوکران خودشان هستند-همچنان می دوند!
30سال است که مردم به هنگام انتخابات، در «دنباله!»کاندیداهای ریاست جمهوری دویده و خواسته این مردم در این 30 سال،همچنان نان است،نه آزادی!
هنوز که هنوز است هر وقت زمان انتخابات فرا می رسد، شعار مشترک همه کاندیداها، رفاه بهتر است؛ و خواسته مشترک همه مردم، رفع فقر ، نابرابری،تبعیض ،بیکاری و محو فساد اجتماعی است!
اما هیچگاه در این 30 سال رؤسای جمهور ما و کاندیداهای انتخابات،دنبال مردم ندویدند؛ و همیشه برای آنکه بتوانند منتخب مردم شوند، به آنان وعده« نان مرغوبت تر« داده و برای آنکه از رقیب هم جلو بیفتند، نقطه ضعف رقیب را، یعنی همان مسأله همیشگی مردم:«وضع بد معیشتی» را بر بیرق خود کرده و آنرا بر فرق رقیب کوبیده است. پاشنه آشیل هر دولت برای دولت قبل و بعد خود، همچنان همین «معیشت»مردم است!
ملتها هر قدر شعور سیاسی، آگاهی اجتماعی، فهم و درک عمومی شان بالا باشد، خواسته ها و نیازهایشان هم متعالی خواهد بود. اما آنگاه که در ضعف و استضعاف فکری باشند،خواسته و نیازهایشان نیز ضعیف و دون مایه است. وقتی ارتفاع خانه ها، «کوخ و کاخ» است، خواسته ها نیز عامیانه شده و قدرتمندان نیز همچنان ستون دوام شان، بتونی تر!
با اینحال برخی جریانات شبه روشنفکری-سیاسی انقلاب ایران، که وسوسه «قدرت»آنان را از اصل خود دور کرده، بدشان نمی آید تا از این آشفته بازار«عوام بازی»،«عوام پروری» کرده و در جهت چسبیدن به «صندلی قدرت»،ازآن بهره «بهینه»ببرند. آنها نه تنها در این فرصت استثنایی-«که کم به چنگ می آید»- از طرح مسائلی که درمحافل عمومی و عامیانه مردم «کم گویی»می شود،خودداری کرده، بلکه با ابداع نمایشی عوامانه (مثل شال سبز) بر روی آن استتار و حجابی از نوع «رنگ روشنفکری» می دهند!
توده مردم چون در ضعف و استضعاف قرار دارد، بیشترین و متعالی ترین خواسته و نیازش نیز،همان داشتن معیشت بهتر-که در وجود یک سرپناه و یک شغل مناسب متصوراست- اعلام می کند. اما هیچگاه (جز در حوزه قشر روشنفکری و دانشجویی)این مردم برای خود خواستار آزادی اجتماعی در ابراز عقیده و اجازه آزادانه در استیضاح کردن و نقد حاکمیت و نماینده منتخب خود را از کاندیداهای منتخب خود نمی خواهد. اصلا ذهنش به این مقوله ها نمی چرخد! مردم عادی در دیدارهای خود با کاندیداهای منتخب فقط از فقر و بیچارگی و فلاکت و در د بی درمان بیکاری و اعتیاد بنیان برافکن، سخن می گویند و آن را نیز فقط در همان ایام انتخابات فریاد زده و تا 4سال بعد خاموشند!
این مردم مثلا هیچگاه (نه در محدوده قشر دانشجویی و روشنفکریِ احزاب حاکمیت،و آن هم فقط در برخی از ایام و در برخی میتینگها که گاها مصرف سیاسی نیز دارد!) اعتراض نکردندکه چگونه است یک وزیری که دکترایش جعلی است سالها باهمین عنوان مدیریت کرده و اکنون که رسوا شده است، باز به ریش این ملت می خندد و بدون آنکه محاکمه شود، در منصب و شغل دیگری بکار گرفته می شود؟
مردم عادی و کوچه و بازار ما، هیچگاه اعتراض نکردند که چرا و به چه علت خانم دکتر«زهرا بنی یعقوب» در بازداشتگاه «امربه معروف ونهی از منکر»مرگ را درآغوش می گیرد؟!
مردم عادی و کوچه و بازار (مثلا)هیچگاه فریاد نزدند چرا فلان مدیر ،فلان وزیر، و فلان نماینده مجلس و فلان روحانی واعظ دین و شریعت، بخاطر داشتن «قدرت»به «ناموس»مردم«دست درازی» می کند، اما بعد از آنکه «مکر خدا» سراغش می آید، آب از آب هم تکان نمی خورد؟!
و متعجبیم که کاندیداهای منتخب نیز از این نوع مقوله ها کمتر سخن می گویند و حتی نمی خواهند به مردم تفهیم کنند و بگویند که طرح مطالباتی که فرصت گفتنش همیشه هم هست، اینک وقتش نیست،و اگر خود را به مسیر طرح و بیان مسائل کمیاب ببرید، معیشت نان وآب تان هم درست شدنی است!
چرا چنین وچنان است؟! چون مردم ما آنقدر برای سیر کردن شکم زن و بچه خود سگ دو می زنند که فرصت اندیشیدن به این مسائل را ندارند؛ چون مردم ما و«مردم خرمشهر»ش پس از سالها خاتمه جنگ، همچنان با عوارض جنگ دست وگریبان است و آب آشامیدنی اش آلوده است!

این جور «حرفهای گفتنی»فقط «گه گاهی» و آن نیز برای «رو کم کُنی»رقیب، آنهم فقط در حوزه قشر دانشجویی و جریان شبه روشنفکری می چرخد و سرانجام نیز فراموش می شود!
اما اگر این مردم در مقابل کاندیداهای متنخب-که مدعی اند می خواهند کرامت انسانی پایمال شده انسانی آنها را اعاده کرده و بازگرداند!- فریاد اعتراض بر آورند که:باید هر طور که شده «نظارت استصوابی» ملغی شود، تا «همه نمایندگان» از «همه مردم» در مجلس حضورداشته باشند، مجلسی که متشکل از افرادی چون مهندس عزت الله سحابی،دکتر ابراهیم یزدی،دکتر حیب الله پیمان،دکتر ملکی، اکبراعلمی، اعظم طالقانی، زهرارهنورد،شیرین عبادی، و...و... باشد،مجلسی که بتواند یَقه دولت را بگیرد و بگوید شما از کیسه کدامین خلیفه پول نقد بین مردم پخش می کنید و(چون که آنها مردم را هم صغیر و اصغر نیزمی دانند)،شعبه گدا پروری (دولت کمیته امداد)باز کرده اید؟! مجلسی که بتواند محاسبه کند و حق را به ذی حساب بازگرداند و تا آخرش بایستد و بگوید این یک میلیارد دلار گمشده از بودجه مملکت به جیبب کی و چی رفته و کجا خرج شده و خرج چه کس و چه کسانی شده است؟ا ما به قول«محسن مخلمباف» در فیلم «عروسی خوبان»ش-که ابتدا ی انقلاب آنراساحت- باز همچنان «حرام خوری خشمزه ست»!
مجلسی که بتواند و بخواهد تا بودجه و پول نفت خرج و هزینه مردم فقیری شود که در هر دوره از انتخابات باز همچنان از درد بی درمان فقر فریاد می زند و کاندیداهای رقیب هم همانرا نیز همچنان یک حربه بَرنده و بُرنده برای پیروزی خود می داند و می خواهد!؟! نه اینکه درفلسطین و غزه –آنهم برای عده ای خاص - خرج شود! تا اینکه مردم در هنگام انتخابات بدنبال کاندیداهای منتخب ندوند و کاسه گدایی چه کنم،چه کنم بدست نگیرند؟!...
اگر مردم در ایام انتخابات از کاندیداهای خود خواستار ملغی شدن«نظات استصوابی»شوند و بعد ازآن نیز، بشدت آنرا دنبال کنند،آنوقت ما یک مجلس خبرگان رهبری متشکل ازافرادی چون«محسن کدیور»، «یوسفی اشکوری»،«محمود صلواتی»،«احمد منتظری»،»احمد قابل»«عبدالله نوری»،«محمد جواد حجتی کرمانی»،«سید محمود دعایی»،«سید محمد خاتمی»،«مجتهد شبستری»،«محمدرضا حکیمی»،«عبدالکریم سروش»و« عمادلدین باقی»خواهیم داشت؛ تا آنکه این مجلس بتواند و قدرت این را داشته باشد که رهبری و ارکان مدیریتی تحت زعامت ایشان را طبق قانون اساسی،بخاطر اشتباهات سهوی و عمدی اش استیضاح کند...
مردم باید در این ایام،فریاد یزنند و بخواهند تا یک«قوه قضائیه» مستقل داشته باشند و مدیریت مهم ترین و اثر گذار ترین نهاد حکومتی در معیشت و عدالت اجتماعی،تحت فرمان یک مجتمع برآمده از نمایندگان مردم باشد،؛نه تحت الامر یک فرد. که به آن فرد نیز رنگ الوهیت و تقدس دهند و کسی را هم حق انتقاد نباشد....مردم باید بدانند فقط و فقط یک قوه قضائیه مستقل می تواند«عدالت نسبی اجتماعی»را بر جامعه حکمفرما کند و «معیشت مردم» را «معاش» و«فساد اجتماع» را «اصلاح» نماید! اما اکنون وضع به گونه ای است که «درب دانشگاه» بر روی کاندیدایی«کاملا خودی»هم «بسته» می شود و دانشجوبان به زور آنرا باز می کنند!
مردم اگر «تغییر»می خواهند باید از همین کاندیداهای تکراری و دایمی قدرت(که توانسته است از فیلتر ینگ صعب العبور شورای نگهبان بگذرد)بخواهند تا آنان به دمکراسی در ایران که اینک سوار بر یک درشکه است سرعت بیشتری ببخشند ؛یعنی وعده و شعار حذف ممیزی کتاب قبل از چاپ، و ایتنرنت رایگان برای همه مردم، واقعا عملی و مهیا شود!
مردم باید بخواهند تا قانون اساسی بعد از 20سال تغییر کند. قانونی که همه قدرت و اختیارات را در اختیار یک شخص خاص قرار می داده و به آن حق الوهیت می دهد و با« حکم حکومتی» می تواند «خط بطلان» بر تمامی قوانین بزند! و مجلسی که می تواند قانونا ایشان را استیضاح کند، اما بدلیل آنکه اعضایش از فیلترینگ صعب العبور شورای نگهبان گذشته اند، و شورای نگهبانی که خود نیز اعضایش منصوب همان شخص هست و اکنون نیز بخاطر مقدس بودن و مقام الوهیت داشتن، کسی را حق پرسش نیست،تغییر کند!
مردم باید بدانند که هم دین و دنیای آنها در این است که به «مقامات حکومتی» نباید مقام «ربّانی و مقدس» بدهند.مردم باید بدانند که «حق پرسشگری» «حق لایزال» آنان است و معیشت بهتر و تأمین رفاه دینوی نیز در همین است.
کاندیداها نیز اگر علاقه ای به«رعیت پروری و عوام پروری» ندارند این مسأله را برای مردم عادی تفهیم و روشن کنند که فقر و فلاکت و بدبختی و فساد اجتماعی برای این است که مردم سؤال نمی کنند و حق استیضاح و پرسشگری را به هردلیل و از جمله وقت مشغولی آنها برای«یک کمی درآمد بیشتر»، ازخود سلب کرده اند و همین نیز فاصله و شعور طبقاتی را فاحش کرده و در نتیجه بدنبالش، به نص صریح قرآن،«تشییع فاحشه» راه افتاده است!
به قول دکتر شریعتی:
«هیچگاه کسی به این مسأله نیندیشیده است که: پس از سالهای بسیار، ملتی حق اندیشیدن و حرف زدن و تصمیم گرفتن آزاد بدست آورده است. فرصتی تصادفی و زود گذر، که در طول تاریخ درازش بسیار کم به چنگش آمده است و می داند که بزودی نیز از چنگش خواهد پرید، در چنین فرصت استثنایی و دیریاب، طرح کردن مسائلی که در هر فرصتی می توان طرح کرد خیانت است».(مجموعه آثار4ص282).
فاعتبروا...
تهران؛10/3/1388
محمد شوری (نویسنده ورروزنامه نگار)
http://assize.blogfa.com