محکمه امروز
وزارت ارشاد؛زندان کتاب!(نامه ای به مدیرکل اداره کتاب)
22بهمن سال گذشته نامه ای به مدیرکل اداره کتاب نوشتم؛تا امروز که قرار است نمایشگاه بین المللی کتاب دایر شود و جمهوری اسلامی ایران پُزِ کتاب و کتابخوانی را بدهد،چندین بار پس از تاریخ نامه،به این اداره مراجعه و پیگیر کارم شدم؛اما متأسفانه در روز روشن و در کمال پُررویی و بی پروایی اینجانب را معطل و با سیاست وقت کشی قصد دارند آنچه را که از جای دیگر به آنها دیکته شده است را اعمال کنند...
قصد انتشار این نامه را نداشتم؛اما ظاهرا برای افرادی مثل من که از هیچ«رانتی» برخوردار نیست وکسی هم برایش تبلیغ نمی کندوحتی باید برای انتشار کتابهایش قرض مالی کند، دستهای پنهان سنگ اندازی می کند وبه اصطلاح:«سنگهارابسته و سگهارا رها کرده اند»...
حتی مافیای«دولت سایه»در یک اقدام هماهنگ با دیکته وسفارش غیر رسمی به برخی از انتشارات،مانع دریافت کتابهایم برای ارسال به وزارت ارشاد شده است و به ناچار همواره مستقلا باعنوان«ناشر مؤلف»اقدام کرده ام...
آنان فقط زورشان به من وامثال من می رسدوعُقده نُهفته«خود کم بینی»و«بی سوادی»شان راسرمن وامثال من خالی می کنندوناجوانمردانه به قول فقیه عالیقدر آیت الله منتظری «ضعیف کُشی»می کنند.
بدیهی است روی دیگر این سِکّه مردمند! هرچه جهل و بی سوادی توده های مردم بیشتر از علم، آگاهی و دانایی شان باشد،ستمکاران دوامشان بیشتر است و راحت ترمی توانند مانور دهند؛زیرا مردم با«جهل»خود«رگ خواب»خویش را به آنها می سپارند!
اما هر چه مردم بیشتر به سمت کتاب وکتابخوانی روند وهجوم ببرند،و درسبد خریدشان همچون نان،کتاب هم غذای فکرشان شود و خرید شود والبته خوانده شود،آنوقت هیچ ظالم وستمگری نمی تواند بر آنها حکمرانی کند؛ بقول دکتر علی شریعتی در نامه به فرزندش «احسان شریعتی»؛«اگر می خواهی گرفتار هیچ دیکتاتوری نشوی فقط بخوان و بخوان و بخوان!»
با علم،آگاهی و شعور بالای مردم،«رأسها»نخواهندتوانست«رأی ها»رابخرندیا آنهارا بفریبند!، بلکه«همه مردم»خودشان«رأس»خودشان خواهند شدودیگرنیازی به قَیِّم ندارند.چونکه برخی قرائت شان از«دین» و«حکومت دینی»این است که مردم چون گوسفند احتیاج به چوپان دارند وگرنه گرفتار گرگ خواهندشد؛آنها خود را چوپان فرض کرده و آنگاه به قربانی کردن گوسفند و سورچرانی پرداخته اند!
حکومت های ستمگر و ظالم هیچگاه با شعور شدن و فهمیدن مردم را دوست ندارند...بقول سخن خدا در قرآن:
قالت ان الملوک اذا خلوا قریه افسدواها و جعلوا اعزه اهلها اذله و کذلک یفعلون(نمل/34)
والسلام علی من اتبع الهدی
تهران؛15اردیبهشت88
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

بسم الله الرحمن الرحیم
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه(قرآن)
وزارت ارشاد اسلامی دولت جمهوری اسلامی ایران
آقای محمد علی رمضانی فرانی؛مدیرکل اداره کتاب و کتابخوانی!
سلام؛
با توجه به ملاقات حضوری و سخنان شفاهی با حضرتعالی در مورد کتاب «محکمه» (سه جلد در 1630 صفحه)،که در تاریخ25شهریور87 برای اخذ مجوز چاپ به آن اداره تحویل داده شده است، در تاریخ16بهمن87 طی یک تماس تلفنی که ازآن اداره به اینجانب در مورد کتاب فوق الذکرشد،حضورا برگه ای بدون آرم وزارت ارشاد و بدون مهر وامضا از طرف واحد ابلاغ در متنی تایپ شده به شرح زیر تحویل اینجانب داده شد:
«مؤلف محترم جناب محمد شوری
سلام علیکم
مستدعی است تعدادی ازمقالات مربوط به کتاب«محکمه»راگزینش نموده،دسته بندی وبرای آنها مقدمه تهیه شودواشکالات مربوط به توهین به شخصیتها،مقدسات، خلاف امنیت ملی را حذف یا اصلاح نمائید و مجددا برای بررسی ارسال فرمائید.
باتشکر
واحد ابلاغ»
همان موقع چنین شیوه ای برای سانسورکتاب،مورد اعتراض واقع شدوهمان روز در گفت وگو با جنابعالی نکاتی راعرض کردم؛ازجمله اینکه:
«مگراینجااداره تفتیش عقاید است که خودم و باگزینش خودم آنچه راکه خلاف امنیت ملی و مقدسات وتوهین به اشخاص تشخیص می دهم انتخاب وسپس حذف کنم؟!!»
هم چنین اضافه کردم:«مگراینجادادگاه است؟اگردادگاه است من قبلا وقتی که روزنامه سلام تعطیل شدومن بازداشت وزندانی شدم درموردتمام نوشته های چاپ شده ونشده ام درمطبوعات سین جین و تفتیش عقاید شده ام!درکجای قانون آمده است که نامه ای غیررسمی به نویسنده داده شودو از وی بخواهندکه خودش کتاب خودش راسانسورکند؟! آدم که نبایدازترس مرگ خودکشی کند؟!»
وادامه دادم:«که آیااین یک شیوه تازه ازسانسورکتاب است که به نویسنده تحمیل می کنید؟ درصورتیکه این کار وظیفه شما است تا آنرا به من بگوئید واعلان کنیدکجای کتاب باقوانین آن اداره-آنهم قوانینی که سلیقه ای است وبه صورت بخشنامه ای و با تغییروتحول در مدیریت، مثل وزیر وکارشناس(!)متغییراست-مطابقت ندارد؟عنوان کنیدتا من اعمال کنم؟!...»
شما فرمودید:«ماازاینکه رسما نامه ای بامهروامضاء به شما بدهیم ودرآن قیدشود که به این کتاب مجوز داده نمی شود،منعی نداشته و از آن اِبایی نداریم...»
آنگاه جنابعالی بعداز نیم ساعت مطالعه کتاب 1630صفحه ای،مواردی رابه عنوان مثال حضورا به من دیکته فرمودید.
جناب آقای رمضانی فرانی، مدیرکل اداره کتاب!
قبل ازآنکه واردجزئیات مربوط به کتاب«محکمه»شوم؛درابتدا،جسارتاعرض می شود:
مفاهیمی چون توهین به مقدسات، وخلاف امنیت ملی،مفاهیمی است که هرکس از ظن خودآنرابرای اقتداروحکومت بیشترخودتوجیه می کند.ومصداق مشخصی ندارد.آنچه که می توان ازآن بعنوان مصادیق روشن نام برد،درموردکتاب«محکمه»صدق نمی کند.
متأسفانه اعمال سانسورکتاب باتوجیه خلاف امنیت،توهین به مقدس وشخصیتها،بهانه مناسبی شده است تاباآن نبوغ یک نویسنده؛یااندیشه یک متفکردراختیارکسانی قرار گیردکه یاخوددرحدنویسنده نیست ویادراین امورسوادچندانی نداردومتأسفانه ترآنکه هروزیری که عوض شود،بدنبالش مدیران وکارشناسان متبوعه هم تغییرمی کندوکتاب یک نویسنده که برای آن بسیارزحمت ورنج کشیده است این چنین نابودومنهدم می شود.
بطورمثال کتاب«مشابه تاریخی پارلمانی»اثراینجانب،که درهمین دوره(وزارت آقای صفار هرندی) والبته دردوره مدیر کل قبلی آن اداره،(آقای حمیدزاده)مجوزچاپ آن رابه عنوان ناشر مؤلف گرفته بودم،اینک پس ازآنکه برای چاپ آن،کتاب رابه «انتشارات قلم»واگذارکردم،یک نقل وانتقال اداری مجوز،منجربه آن شدتااین کتاب به هنگام تغییروتحول(آمدن حضرتعالی)چندین ماه خاک بخوردوبعدهم بگویند کتاب دوباره درحال بازبینی مجدداست وسپس به صورت غیر قطعی بگویندمجوز کتاب لغو و غیرقابل چاپ است؟!!
آقای رمضانی!
آیامعلوم است دروزارت ارشاد چه خبر است؟یاآنکه این نوع شیوه هابرای برخی اشخاص ومن جمله اینجانب، ازجای دیگری دستورش صادر می شود؟!
آقای مدیرکل اداره کتاب!
این تناقضات ودرهم ریختگی ناشی ازچیست؟جزآنکه آن کارشناسان(!!)بازبینی کتاب سلیقه ای عمل می کنندوهرکس هر«ویاری»که کردهمان رابه نویسنده ای که برای آن کتاب رنج کشیده تحمیل می کندواینگونه نیزعقده های نهفته ومُستتردر زوایای ذهنش راخالی؟!؟
«امنیت ملی»و«توهین به مقدسات»و«اشخاص»چُماقی است که هروقت صلاح بدانند باآن مخالفان ومنتقدین را از میدان خارج می کنند!
درحالی که نبوغ یک نویسنده نبایددستخوش سلیقه شخصی افرادقرارگیرد.واصلا کتاب مجوزچاپ نمی خواهد.چارچوب ومصادیق آن در جمهوری اسلامی ایران کاملامشخص است وچنانچه اراده حاکمیت فقط براجرای قانون اساسی باشد،می شود و می توان مجوز چاپ کتاب را به همان انتشارات تفویض و واگذارکرد!
آقای رمضانی فرانی!
این مواردی راکه درنامه ای غیر رسمی برای حذف مطلب کتاب «محکمه»ذکرکردید اینگونه قابل نقض ونقداست:
1-اهانت به مقدسات:کجای کتاب درمقابل نص اجتهاد شده است وکجای کتاب به مبانی واصول دین ایرادگرفته شده است.جزآنکه فقط درموارد قابل بحث بوده که آن نیزدرمحافل فکری همیشه اختلاف بوده وفتاوی متفاوتی نیزموجوداست؟
آنچه مسلم است دراین کتاب،خلاف اخلاقیات(ضداخلاق)،مثل سکسی نویسی و عکسهای مستهجن وبیان فحشهای رکیک نیامده است.درحالی که یادمان نرفته چندی پیش یک رُمّان مستهجن دردوره همین وزیرمجوزچاپ گرفت وپس ازآنکه در بازار توزیع وعلنی شدآنگاه دستورجمع آوری صادرگردید؟!
ظاهراآن چیزهایی توهین به مقدسات ویاخلاف شئونات دینی است که ارتباط به بخشی ازحاکمیت داشته باشدوگرنه یک رُمّان سکسی-که صرفا آن نیز داستانی عریان شده است-چون یَقه حاکمیت را نگرفته،مجوزمی گیردوتوزیع هم می شودوآنگاه که کارازکارمی گذرد،تازه یادشان می آیدکه این دولت خیلی اصولگراست...!!
مگرآنکه بخواهیم افرادوشخصیتهای اصلی و فرعی دولت وحکومت راجزواصول دین بدانیم ومثلاهرکس با شخص ولایت فقیه مخالفت کردویامقوله ولایت فقیه رانقدکرد اورامنکراصول دین بدانیم ومهرتکفیروالحادوارتدادرابروی الصاق کرده ومحکومش کنیم؟
2-امادرموردخلاف امنیت ملی؛خلاف امنیت ملی یعنی چه؟آیاامنیت افرادی خاص همان امنیت ملی یاهمان منافع ملی است؟!که اگربه قبای چندنفربربخوردمنافع وامنیت ملی نیز متزلزل می شود؟
اینکه مثلامن درموردقتلهای زنجیره ای گزارشی نوشته ام،آیاخلاف امنیت ملی است؟
آیاشماودولت رسمی جمهوری اسلامی ایران، موافق این قتلها هستید؟مسلماآنچه رسما بیان شده است باآن مخالف وآنرا قابل مجازات می دانید.
بنابراین نوشتن دراین موردچیزی نیست جز انجام همان امربه معروف ونهی ازمنکری که طبق اصل هشتم قانون اساسی برعهده همگان گذاشته شده است.
مگرآنکه بپذیریم چماق خلاف امنیت ملی شاه کلیدی است برای توجیه کردن و مخفی وپنهان شدن«دولت سایه»پشت سر دولت رسمی وقانونی وطبعاپاسخگو!
آیااین احتمال وجودنداردکه «پس مانده های عاملین قتلهای زنجیره ای»،یاهمان بخشی از«دولت سایه»می خواهدخودرادرپشت سر افرادی وجیه وسلیم النفس قراردهدتا چنانچه اگرهم اتفاقی(مثل افشای قتلهای زنجیره ای)واقع شود،فحشی اگر قرار است کسی بخورد، مجازاتی اگر قرار کسی بشودخودشان نباشند وآنهاباشند!؟
پس مانده هایی که به شکل«دولت سایه» فعالیت داشته وبردولت رسمی نفوذوگاه و (یقینا) خط مشی های خودرااعمال می کنند.
برای مثال به گزارشی که این جانب درروزنامه صبح امروز(بانام مستعارعلی میثمی)در موردقتلهای زنجیره ای نوشته ام ودرهمین کتاب نیزهست،مراجعه شود، تابرخی از همین افرادوباصطلاح کارشناس(!)که ازآنها مستندنام برده ام وخودوزارت اطلاعات نیزپس ازآنکه معلوم شداین قتلهاتوسط بخشی ازافراد همان وزارت صورت گرفته،به آن اعتراف کرده وآنان رامجرم دانسته است،شناخته شود!
آیابرخی ازکارشناسان بررسی کتاب ازجمله همان کارشناسان آن گزارش فوق الذکر نیستند؟!
آیافکرنمی کنیدپس مانده های عاملین قتلهای زنجیره ای هنوز فعال هستندوازآنجاکه اکنون نمی توانند سلسله قتلها راادامه دهند،دراشکال دیگرسلطه خودراتقویت کرده و برای حرکت تکاملی انقلاب، مانع تراشی می کنند!؟
مگرامام خمینی نگفته اندکه«نگذاریدانقلاب بدست نااهلان بیفند»،من نیزچون خودم پیش ازقبل انقلاب برای آن رنجهای فراوان برده ام بانوشتن وتحلیل درموردمسائل پیرامون کشورو انقلابم سعی دارم تا نگذارم انقلاب بدست نا اهلان بیفتد!...

من معتقدم خلاف امنیت ملی چماقی بیش نیست؛چونکه فقط بااشخاص مشکل دارند...
فرضااگرشخص مغضوبی نیزمطالب خوب وقابل قبول وپسندحاکمیت هم بنویسد وباصطلاح درآن جای هیچ «ان قلتی»هم نباشد،اماچون این کتاب نویسنده اش مثلا فلانی است وباانتشارآن این شخص درنزدافکارعمومی معروف وشناخته خواهدشد، سعی دارندباچماق امنیت ملی وی رابایکوت کرده تا همچنان گمنام بماند!
می توانم ادعاکنم ازاین وزارتخانه کتابهایی خیلی شاذّتروبه اصطلاح خلاف امنیت ملی هم مجوزگرفته است ولی آب ازآب هم تکان نخورده است؛چونکه بانویسنده آن مشکلی نداشته اند.
امامی بینیم سانسوری که برکتاب اینجانب باعنوان«نامه جنگ»که به آن اداره برای اخذ مجوز داده ام،بااینکه کتاب درموردجنگ وشهیدی ازاین جنگ است،آنجاکه مربوط به آشنایی من باآن شهیداست،گفته اندکه بایدکلا حذف شود؛درحالیکه با حذف آن قسمت،کتاب نیز مُثله شده و ماهیت اصلی خودرا ازدست داده وکتاب نیز همچون شهید آن کتاب،شهید می شود!
همانطورکه درسه جلسه حضوری به حضرتعالی عرض کردم وقتی دودی غلیظ مشاهده می شود دلیل برآتش گرفتن جایی است ونیازی نیست که حتما آتش را ببینیم و بعد تصدیقش کنیم.
لذامطمئن هستم که درموردمن وکتابهایم جای دیگری تصمیم گیری می شودوبعدبه این وازرتخانه دیکته؛هرچندکه من نمی توانم آنرا به شماثابت کنم وشماهم البته نمی گوئیدکه ماست ما ترش است؛ بنابراین آنرا به«زمان»وامی گذاریم که«زمان»همه چیزراروشن خواهد کرد!
3- در موردتوهین به شخصیتها بایدبگویم که اولادر«بازی سیاست»وکسانی که به هر نحو وارد«تعاملات سیاسی»ویا«کارسیاسی»می شوندبایدبپذیرندکه دراین بازارهمه چیز برای فروش هست وعرصه،عرصه رقابت است!پس برای آنکه موفق وسربلندباشندباید منطق خود را حاکم کنندو بگذارنددراین بازارهرکس کالای خودش را بفروشد؛البته اینکار بافحش و ناسزا و تهمت تفاوت داردوچنین مواردی نیز اظهرمن الشمس است و کاملا معلوم ...
اینکه من مثلادرفلان مقاله ازفلان کَس نام برده ام ویادریک تحلیل سیاسی(هرچند مثلا غلط وغیرواقعی)آنرادرمعرض دیدقرارداده ام،این معنایش این است که من خودم رادرمعرض نمایش ویافروش قرارداده ام وهمان نیزمی تواندمنطق ویاویژگی شخصیتی نویسنده هم باشد.پس دربازار سیاست این چیزهاهست وکسانی که فروشنده کالای سیاست هستند،بایدبه این رقابت تن دهندوبا چماق تکفیرو...سعی نکنندکه فقط خودشان فروشنده باشند وهمان یک کیلوگلابی معروف آقای آذری قمی!!
همانطورکه گفتم این دایره تنگ، فقط افراد معدودی را در بردارد. مثلاچنانچه به شخص آیت الله منتظری علنا فحاشی وتوهین-آنهم درهر محفلی،چه رسمی وچه غیر رسمی،چه درکتاب وچه درروزنامه-شوداشکالی نداردوآزاد است وجزوآزادی بیان ونشانه دمکراسی و اصول انقلاب است!!امامثلاآنجاکه من دریادداشتم به عنوان «آنهایی خوبندکه باما خوبند»، تحلیلی را راجع به برخی مراجع ازجمله آیت الله لنکرانی و سیستانی نوشته ام،این توهین به مراجع تلقی می شود؟
آقای رمضانی؛ مدیرکل اداره کتاب !
درپایان یاددآوری می شودکه تاریخ روزی قضاوت خواهدکردوهمیشه درروی یک پاشنه نمی چرخدوقدرت همیشه دراختیارافرادی خاص نیست!
به پیوست مواردی ازکتاب«محکمه»برای تعامل ومفتوح ماندن آن،حذف کرده ام.و بیش ازاین صلاح نمی دانم.چونکه اولاباتغییرمطالب، یک کتاب مُثله شده بیرون خواهدآمدومن حاضر نیستم واتفاقا این شیوه نیزبرای آبروی وزارت ارشادهم مناسب نیست که به کتابی مُثله شده مجوزدهد! بنابراین برخی مقالات راکلاحذف وچاپ آنرا به فرصتی مناسب وامی گذارم.
هم چنین یاددآوری می شود:درمورد مطالبی که ازاینجانب درمطبوعات ازسال 58 تا به امروز چاپ شده است،هیچ تغییری داده نشده است.زیرااولا این مطالب درمطبوعات چاپ شده است ومهر تائیدقبلاخورده است!وثانیابخاطرحساسیتی که همیشه مدیران مسئول روزنامه ها نسبت به من داشته اند،مطالب چاپ شده از7خوان سانسور رد و سرانجام چاپ شده است!ومطالب چاپ شده روزنامه رانمی توان اصلاح کرد!
لذا استدعا دارد چنانچه به این گونه موافقت می فرمائید،دستورمجوزصادرشود؛ وچنانچه مورد قبول نیست،رسما(همانطورکه گفتید)اعلان شودکه این اداره به کتاب«محکمه» مجوزچاپ نمی دهد.
علاوه براین هم با توجه به صحبت های حضوری درموردکتاب«نامه جنگ»که اجازه چاپ آن مشروط اعلان شده بودوبعدبااعتراض بنده مواجه شد،علاوه برارائه پیوست مواردمشروط آن اداره،باتوجه به اینکه اگراین اصلاحات انجام شودماهیت کتاب نیزتغییر می کندوکتاب هیچگونه مفهومی نخواهد داشت،موارد اصلاحی(تائید بنده)را به پیوست تقدیم می کنم،کتاب مذکور (به شماره ثبت 52153 )را ازآرشیو بخواهیدو درصورت موافقت،دستورمجوز چاپ داده شود؛ درغیر این صورت رسمااعلان شودبه کتاب مذکور نیزاجازه چاپ نمی دهیم.
هم چنین کتاب«جرم سیاست»به شماره ثبت(12428)که غیرقابل چاپ عنوان شده است، تقاضادارم دردوره مدیریت جنابعالی بازبینی مجددشود
من الله التوفیق
تهران/محمد شوری/ نویسنده وروزنامه نگار/ناشرمؤلف/22بهمن 1387
اللهم انانرغب الیک فی دوله کریمه تغزبهاالاسلام واهله وتزل بهاالنفاق والاهله.