تبليغاتX
مَحكَمه(ASSIZE)

 

حيات‌وممات‌انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران

 

محمد‌شوری/عضووكانديدای‌هيأت‌مديره‌

 

 

 

وقتی‌سخن‌‌ازسنديكا،ياانجمن‌صنفی‌می‌شود،يعنی‌اين ‌كه‌منظور‌مجموعه‌‌‌افرادی‌‌است‌كه‌دريك‌فن‌وياحرفه‌(باهمه‌مشتقات‌آن)مشغول‌فعاليت‌‌هستند.ووقتی‌گفته‌‌‌می‌شود‌«انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران»‌

(نه‌مطبوعات)‌يعنی‌اينكه ‌‌فقط‌قشری‌‌از‌‌تمامی‌‌خانواده‌مطبوعات‌منظوراست!

پس‌اين‌اولين‌نقض‌غرضی‌است‌كه‌به‌ساختارحقوقی‌انجمن‌‌‌صنفی‌ روزنامه‌نگاران‌وارد‌می‌باشد.

اماموضوع‌واشكال‌تنهابه‌اين‌امرخلاصه‌نمی‌شود.ومشكل ‌اصلی‌به‌ساختار سياسی‌نهادقدرت‌درنظام‌جمهوری اسلامی‌برمی‌گردد:

الف-ساختارنهادقدرت‌سياسی‌درايران‌‌وجود‌نهادی‌ به‌نام‌سنديكا‌‌را‌به‌رسميت‌نمی‌شناسدوچنانچه‌برحسب‌ ظاهر،اين‌اتفاق‌محقق‌شود،يك‌نهادصوری‌‌خواهد‌‌بود.

يعنی‌درنظام‌سياسی‌‌جمهوری‌‌اسلامی‌(باتوجه‌به‌محتوای‌قانون‌اساسی‌و‌تقسيم‌‌قوا‌ونهادهای‌تصميم‌گير‌ونيزنظارت

‌استصوابی)هرنوع‌اقدامی‌در راستای‌ايفای‌حقوق‌صنفی‌ناكام‌خواهد‌ماند.اين

‌‌جامثل ‌لهستان ‌نيست‌‌كه«‌لخ‌والسا»يی‌پيداشودوبراساس ‌يك‌مبارزه‌صنفی‌قدرت‌سياسی‌راهم‌‌بدست‌آورد.مثلانمونه‌اش‌سنديكای‌كارگری

‌در‌ايران‌است.كه‌به‌حبس‌‌‌فردی‌به‌نام‌‌«اصانلو»،‌منجرشده‌وياناكام‌‌می‌ماند.وآنچه‌‌كه‌به‌نام «‌‌خانه‌كارگر»موجود‌است‌،‌تنهايك‌‌تشكيلات‌درچارچوب‌نهادقدرت‌ودر تبعيت‌‌ازآن‌‌است‌.

ب-همانطوركه‌احزاب‌درنظام‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌‌يك ‌‌حزب‌علمی‌وواقعی‌نيست.‌چون‌‌قدرت‌وتقسيم‌آن‌درقانون ‌‌‌اساسی،‌‌مبتنی‌برولايت‌مطلقه‌‌‌فقيه،‌همراه‌بانظارت ‌استصوابی‌است‌؛‌طبيعی‌است‌‌جنگ‌ا‌حزاب‌دراين‌ سيستم‌يك‌سفسطفه‌ومغلطه‌‌ای‌بيش‌نخواهد‌بود.‌احزاب ‌درايران‌فقط‌درحد‌يك‌«مشاور»‌‌تلقی‌می‌شوندوخانه‌احزاب‌‌به‌وجود‌آمده‌‌نيز‌،منبعث

‌‌ازهمين‌ساختارسياسی‌است. جايی‌كه‌‌حزب‌آن‌‌برای‌حيات‌وممات‌خودنيازمند‌يارانه‌و دريافت‌كمك‌های‌نقدی‌‌‌نهادقدرت‌‌يانهادحاكميت‌باشد، نمی‌تواند‌حزب‌واقعی‌محسوب

‌شود.

ج-انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران‌‌نيزازاين‌قاعده‌مستثنی ‌نيست؛يعنی‌تابع‌‌جريان‌‌‌های‌سياسی‌رايج‌ومرسوم‌‌است؛چه‌بخواهد‌وچه‌نخواهد!

اولااين‌انجمن‌از‌مجموعه‌‌كامل‌همه‌كسانی‌كه‌‌‌درمطبوعات‌فعاليت‌دارند،‌‌تشكيل‌نشده

‌است.

ثانيا‌آنچه‌به‌عنوان‌اعضای‌عضو‌انجمن‌‌نيز‌مبظوط‌است‌، بخشی‌‌ازآن‌(شايد‌بخش‌قابل‌ملاحظه‌اش!)شغل‌ثانوی‌ آن‌هاروزنامه‌نگاری‌است.وفقط‌صرفا‌باچاپ‌چندمطلب‌در مطبوعات(آن‌هم‌به‌خاطرداشتن‌امكانات‌،‌ازجمله‌رانت،و مالكيت‌‌نشريه‌ومانندآن‌)روزنامه‌نگارمحسوب‌شده‌واتفاقا ‌بيشترين‌سهم‌‌‌از‌خبرپراكنی‌‌وآگرانديسمان‌شدن

‌توسط ‌بنگاه‌های‌خبری‌داخل‌وخارج‌‌‌ازايران‌نيز‌نصيب‌همين‌افراد‌ می‌شود.

انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران‌‌دردوره‌ای‌ازتاريخ‌سياسی‌ ايران‌تأسيس‌شدكه‌جريانی‌موسوم‌به‌اصلاح‌طلبی‌‌وتحقق‌‌شعار«جامعه‌مدنی»‌شكل

‌گرفت. جامعه‌ای‌كه‌برای‌يك‌دمكراسی‌بافرايندی‌همه‌جانبه‌‌مدنظراست،‌ولی‌اين‌‌درحالی‌است

‌كه‌‌بافت‌وساختار قدرت‌درايران‌يك‌بافت‌توده‌ای ودربرخی‌مقاطع‌‌بدوی‌است!

بنابراين‌طبيعی‌است‌كه‌‌اين‌انجمن‌دردوره‌عمره‌يازده‌ساله‌‌‌خودكه‌8سال‌آن‌‌رادردوره‌جريان‌اصلاح‌طلبی‌سپری‌‌كرد،باساختارقدرت‌‌وياهيأت‌‌حاكمه‌‌‌(مثل‌وزارت‌ارشادووزارت‌كار)‌مشكلی‌نداشته‌باشد.وازامكانات‌معنوی‌و‌مادی‌آن‌نيزسود‌مكفی‌‌هم‌برده‌است‌!

آنچه‌‌كه‌اينك‌پيش‌آمده،مربوط‌به‌دوره‌بعداز8سال‌رياست ‌جمهوری‌‌آقای‌خاتمی‌است؛‌دراين‌سه‌سال‌است‌كه ‌ساختارسياسی‌حاكميت‌‌باآنچه‌كه‌‌به‌نام‌انجمن‌صنفی‌ روزنامه‌نگاران‌مطرح‌است،‌درتباين‌قرارگرفت!

بخشی‌ازاين‌تضاد،به‌همان‌جناح‌بندی‌های‌سياسی‌رايج‌درايران‌بازگشت‌‌دارد.‌و

طبيعی‌‌است‌چنين‌سرنوشتی‌پيدا می‌كند.

بخش‌ديگرآن‌اين‌است‌كه‌هرچه‌ازعمراين‌انجمن‌گذشت ‌علاوه‌برثابت‌‌ماندن‌‌تعداداعضا،دراكثر‌انتخابات‌‌بعدی ‌‌هميشه‌به‌جلسه‌سوم‌ختم‌شده‌است‌وبه‌همان‌مجموعه‌يك‌سوم‌اعضاء‌بسنده‌شد!‌‌انتخابات‌كاملادمكراتيك‌‌ بود!‌چون‌:‌ازكوزه‌همان‌برون‌تراود‌كه‌دراوست!

مثل‌انتخابات‌‌مجلس‌يارياست‌جمهوری‌كه‌باطرح‌نظارت ‌استصوابی‌و‌محدودكردن

‌كانديداها،(يعنی‌همان‌جمله ‌معروف‌‌مرحوم‌آيت‌الله‌آذری‌‌قمی‌در‌حق‌خريد‌وانتخاب‌،آن‌هم‌فقط‌‌بايك‌كيلو‌‌گلابی!‌)ونيزكم‌شدن‌‌آرای‌مردم‌درعرصه ‌‌انتخابات‌،بالاخره‌يك‌‌شخصی‌‌نماينده‌و‌يارئيس‌جمهورشده ‌است‌وتمام‌اين‌فرايند‌،كاملادمكراتيك‌‌است!اماانتخابات ‌رياست‌‌جمهوری‌دوره‌اول‌كجاوانتخاب‌دوره‌نهم‌كجا؟‌تفاوت ‌اززمين‌تاآسمان‌‌است.

همين‌سيروروندبرانجمن‌صنفی‌‌روزنامه‌نگاران‌نيزحاكم ‌شده‌است‌.تاجائی‌‌‌كه‌در

طول‌اين‌8سال‌،‌فقط‌‌‌افراد‌ی‌يك ‌دست‌‌و‌‌بامشخصاتی‌‌‌‌ويژه!‌‌در‌مديريت‌اين‌انجمن‌نقش ‌داشتند.به‌نحوی‌كه‌برخی‌معتقدند‌اين‌انجمن‌‌واحدی،‌‌يا ‌بخشی‌از«حزب‌مشاركت»‌‌است‌وحزب‌مشاركت‌نيزپوشش‌علنی‌سازمان‌‌مجاهدين‌

انقلاب‌اسلامی‌می‌باشد!

د-‌بنابراين‌آنگاه‌كه‌به‌كارنامه‌انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران ‌‌نگاه‌می‌كنيد،‌‌ملاحظه‌خواهيد‌كرد‌كه‌‌مثلاجوايزجشنواره‌ ‌‌مطبوعات‌وياانتخاب‌روزنامه‌نگار‌‌برتر،همواره‌بين‌‌خودشان ‌چرخ‌خورده‌و‌‌تقسيم‌شده‌است.‌وبه‌‌احتمال‌قريب‌‌به‌‌يقين ‌ديگرامكانات‌مادی‌آن.ازجمله‌آن‌يك‌ميليون‌دلار‌اهدائی ‌رئيس‌‌جمهوری!(كه‌خوب‌است‌گيرندگان‌آن‌بااسم‌و مشخصات ‌شغلی‌وسوابق،‌علنا‌آشكارشود).‌

انجمن‌فعلی‌‌‌هم‌چنين‌به‌كسانی‌كه‌ازنظرسياسی‌‌به‌آن‌ها ‌نزديك‌است‌وياهم‌عقيده‌‌است،‌‌ولی‌حاضرنيستند‌درزيرچتر‌انجمن‌«صُمُّ‌‌بّكمُّ»‌‌‌سينه

‌بزنند‌و‌‌مطيع‌‌مطلق‌‌ورام‌باشند‌، سعی‌كرده‌است‌‌اين‌افراد‌رابايكوت‌كند.

مثلانمونه‌اش‌خودبنده‌می باشم...

من‌يك‌روزنامه‌نگار‌ازنوع‌اصلاح‌طلب‌هستم.امااصلاح‌طلبی كه‌‌می‌خواهد مستقل‌‌فكركند.وتيول‌جريانی‌نباشد.

ازابتدای‌تأسيس‌روزنامه‌سلام‌تاتعطيلی،‌به‌طورحرفه‌ای ‌فعاليت‌مطبوعاتی‌‌را‌آغاز‌‌كردم.‌كرده‌ام.روز16تير78روزنامه‌تعطيل‌و17تيرمن‌دستگيرو‌ بازداشت‌‌وزندانی‌شدم.

انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران‌هيچ‌اقدامی‌‌صورت‌نداد.حتی‌ پرس‌وجوو‌پيگری‌هم‌نكرد‌كه‌مرابه‌چه‌علت‌بازداشت‌ كرده‌اند؟

رئيس‌فعلی‌‌انجمن،‌درپاسخ‌به‌مطلب‌من‌درزيرعنوان ‌يادداشت‌‌‌‌خودش‌،به‌نام‌«وقاحت‌حد‌ومرزنمی‌شناسد»‌ نوشت‌:‌‌نظرمن‌و‌دوستان‌اين‌بود‌كه‌‌جرم‌‌شما‌مطبوعاتی‌ نبود‌ه‌است‌وشمارابه‌جرم‌‌سياسی‌و... ‌گرفته‌اند.

اين‌درحالی‌بودكه‌دراين‌دوماه‌بازداشت‌،توسط‌دوبازجو، تفتيش‌عقايد‌شدم‌وكلمه‌به‌كلمه،نوشته‌هايم‌درمطبوعات‌سين‌جين‌شد!

اصولامگر‌كارروزنامه‌نگاری‌درفضای‌سياسی‌فعلی‌‌درايران ‌می‌تواند‌‌جدای‌ازجرم‌سياسی‌باشد؟

وقتی‌ايشان‌می‌نويسند‌شمارابه‌جرم‌سياسی‌و...‌ ‌گرفته‌اند،اين‌(و...)‌يعنی‌چه‌؟يعنی‌:مفاسد‌اخلاقی؟‌زنا؟ لواط؟جاسوسی؟...‌كه‌هميشه‌دنباله‌‌جرم‌های‌سياسی‌ ‌درتاريخ‌سياسی‌عصرجمهوری‌مطرح‌بوده‌است؟!‌‌آيا‌ خوانند‌ه‌می‌تواند‌تلقّی‌‌ديگری‌ازپاسخ‌شما‌‌‌بكند؟!‌

درثانی‌الان‌10‌سال‌ازتعطيلی‌روزنامه‌سلام‌می‌گذرد‌ومن ‌‌كه‌تنها‌محل‌‌‌و‌ممر‌امرارمعاشم‌‌ازهمين‌شغل‌روزنامه‌نگاری ‌است‌،‌همچنان‌بيكار‌و‌در‌بدترين‌‌شرايط‌معيشتی،وتنهابا كمك‌دوستان‌غيرمطبوعاتی‌واستعانت‌‌و‌دلجويی‌‌معنوی‌و مادی‌‌فقيه‌عاليقدرآيت‌‌الله‌العظمی‌منتظری‌‌است‌كه‌اين‌‌ده

 

 

 

‌سال‌راسپری‌كرده‌ام؛‌وخودم‌می‌دانم‌وخدايم‌كه‌چه‌ كشيده‌ام....‌

ازهمه‌امكانا‌ت‌طبيعی‌ونازل‌‌برای‌يك‌فرد‌‌عادی‌هم‌برخوردار نيستم!اما‌‌هيچگاه‌‌اين‌انجمن‌صنفی‌موجود‌(كه‌صنفی‌ بودنش‌‌بايدپررنگ‌ترباشد)با‌اين‌‌كه‌‌كاملاوضعيت‌مرا‌به ‌خوبی‌‌می‌دانست،‌نيامد‌بگويد‌غازت‌به‌چندمن؟!‌واين ‌انجمن‌نه‌تنهاهيچ‌كمك‌مادی‌‌به‌من‌نكرد،بلكه‌‌‌به‌خاطرعدم‌پرداخت‌‌به‌موقع‌‌قسط‌‌‌وامی

‌كه‌ازطريق‌انجمن‌دريافت‌‌كرده‌بودم‌،‌‌مراتحت‌فشارقرار‌می‌داد‌ودر‌پاسخ‌به‌درخواست‌های

‌مكررمن‌مبنی‌بربيكاری‌ام،‌می‌گفت‌مگرمابنگاه‌‌كاريابی ‌هستيم؟!وبرای‌آن‌كه‌‌مرااز‌سرخودواكند،مرابه‌به‌يك‌ ‌فصلنامه‌به‌‌نام‌فصل‌نامه‌(آسانسور)معرفی‌می‌كند!!كه ‌فردی‌باداشتن‌يك‌‌تشكيلات‌كاری‌درامور‌بيمه‌گری،‌اين‌‌فصل‌نامه‌‌راهم‌راه‌اندازی‌كرده

‌است‌والبته‌لابد‌عضوی‌ازاعضای‌ انجمن‌هم‌هست؟!وقس‌عليهذا....

يامثلا‌طبق‌مطلب‌مندرج‌در‌نشريه‌روزنامه‌نگار،اعضای‌ انجمن‌صنفی‌‌باكارت‌انجمن‌،حق‌ورود‌به‌طرح‌راداشتندومن‌باهمين‌اطمينان‌وارد

محدوده‌ترافيك‌می‌شدم.كه‌يكباربا مخالفت‌روبروشده‌وموردضرب‌وشتم‌قرارگرفتم؛ ‌انجمن‌نه‌تنهااقدامی‌درحمايت‌ازمن‌صورت‌نداد،بلكه‌با‌نامه‌نگاری‌غلط،‌مسأله‌رابغرنج‌تركرد!‌ومن‌‌‌‌ووسيله‌نقليه‌‌من،‌تاسال‌ها‌فاقد‌امنيت‌‌اجتماعی‌‌‌بود!

درحقيقت‌كانديداشدم‌‌‌‌كه‌بتوانم‌درجمع‌اعضاءسخنم‌‌را ‌بگويم‌‌؛نه‌آن‌كه‌‌رأی‌بياورم؛‌امابه‌من‌گفته‌شد‌‌‌سخن ‌نمی‌توانيدبگوئيد.

اين‌‌نوشته‌بخشی‌ازمطالبی‌است‌كه‌می‌خواستم‌درجمع ‌‌‌اعضاء‌‌‌بيان‌كنم.

پايان‌سخن‌اين‌‌كه‌اگرقرارباشدهمان‌2000عضوموجود‌،‌فقط‌يك‌سومش‌‌حضورپيداكندو‌انتخابات‌اينگونه‌شكل‌بگيرد، بهتراست‌انجمن‌برای‌هميشه‌‌منحل‌شود!

ياآن‌كه‌‌چون‌‌در‌ساختارسياسی‌‌موجوددركشور‌‌،‌خاستگاه ‌واقعی‌انجمن‌‌صنفی‌‌درعرصه‌عمل‌به‌منصه‌ظهورنمی‌رسد‌وباآن‌متنافی‌است؛،بهتر

‌است‌‌همانطوركه‌انجمن‌روزنامه ‌نگاران‌مسلمان‌وانجمن‌روزنامه‌نگاران‌زن‌‌تأسيس‌

 

 

 

 

شده‌و‌از وزارت‌كشوراجازه‌فعاليت‌‌گرفت‌‌،اين‌مجموعه‌‌نيز‌همين‌كار ‌رابكند.چو‌ن‌همانطوكه‌گفتم‌انجمن‌صنفی‌موجود‌‌متعلق‌به‌همه‌كاركنان‌‌مطبوعات‌نيست!

وباتوجه‌به‌اينكه‌ساختارمطبوعات‌مانيزحزبی‌وجناحی‌ است!ومطبوعات‌‌متعلق‌به‌حاكميت‌ونهادقدرت‌هيچگاه ‌مشكل‌تعطيلی‌وياصنفی‌آنچنانی‌پيدا‌نمی‌كنند،كه‌به ‌انجمن‌صنفی‌نيازپيدا‌كنند!پس‌تنهامی‌ماند‌مطبوعات‌منتقد ‌حاكميت.كه‌همين‌امرنيزبه‌انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران‌ وجهه‌سياسی‌‌‌داده‌‌است.‌لذابايد‌ببينيم‌كفّة‌كداميك‌از روزنامه‌نگاران‌سنگين‌تراست‌.وهمين‌‌‌موضوع‌به‌انجمن ‌قدرت‌‌واقعی‌رامی‌دهد.

از‌اعضای‌مطبوعات‌درسراسرايران،تنها‌2000عضو،وازاين ‌دوهزارعضو،‌فقط‌يك‌سوم‌آن‌....‌اين‌نمی‌تواند‌شناسنامه ‌حقيقی‌‌انجمن‌صنفی‌‌روزنامه‌نگاران‌باشد!

به‌هرحال‌چون‌مادرهرحال‌‌اكنون‌هستيم‌‌و‌درشرايط‌حال‌ حاضرزندگی‌می‌كنيم‌‌وفاصله‌آرمان‌حقيقی‌‌باواقعيت‌ موجود،بسياراست‌،پس‌ازهمين‌وضعيت‌موجودنيز‌‌بايد ‌‌‌استفاده‌‌بهينه‌‌رابرد‌وازهمين‌آب‌باريكه‌‌ومَعبرتنگ‌‌،وصل‌به‌ ‌دريا‌شد‌:«من‌ماهی‌ام،نهنگم‌،عمانم‌آرزوست»!

بنابراين‌‌‌بهتراست‌انجمن‌صنفی‌روزنامه‌نگاران‌‌باتمامی ‌اعضایش‌‌دوباره‌‌‌متشكل‌شود؛چون‌به‌قول‌شاعرفقيد، شاملو:«بودن‌بِه‌ازنبودن‌است».

«وسلام‌علیه‌‌يوم‌ولد‌ويوم‌يموت‌ويوم‌يبعث‌حيا».‌

نهم/مردادماه‌سال‌۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 6:1 قبل از ظهر توسط محمد شوري جزه | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

محکمه امروز

به‌مناسبت‌18تير،كوی‌دانشگاه‌و‌تعطيلی‌روزنامه‌سلام

 

 

 دولت‌سايه(1)

 

 

تشكيلات

 

 

 

دولت‌‌سايه‌عبارت‌است‌ازويژه‌گی‌‌هايی‌كه‌يك‌شخص‌(حقيقی‌و حقوقی)دريك‌فرايندآن‌رابدست‌آورده‌وبواسطه‌‌آن‌می‌تواند،(يا توانسته)خواسته‌‌خودرابرجامعه‌‌يادولت(ويابربخشی‌از هردو)

 تحميل‌وديكته‌نمايد.

دولت‌سايه‌‌دراشكال‌فردی(كاريزماتيك)،مافيائی(خانوادگی)باندی (اشتراك)ظاهرشده‌وافراد‌جامعه‌آثارآن‌را‌‌به‌شكل‌آشكاروپنهان

احساس‌‌می‌كنند.

درشكل‌انفرادی‌:مثل،راسپوتين‌(۱۸۶۴،۱۹۱۶)است.راهب‌رو‌سی‌ كه‌قدرت‌و‌نفوذ‌عجیبی‌در‌نیکلای‌دوم‌زن‌او‌داشت،ودراغلب‌کارهای ‌درباری‌دخالت‌می‌کرد.اوتوسط‌دوتن‌از‌اشراف‌روسی‌در‌آب‌خفه‌شد. ‌يك‌شخصيت‌حقيقی‌كه‌به‌تنهايی‌تاثيرزيادی‌درفروپاشی‌امپراطوری

‌تزارنيكلای‌دوم‌داشت.

اشخاصی‌‌به‌شكل‌حقيقی‌(يعنی‌فردی)‌ممكن‌است‌تاثيركاريزماتيك‌ ‌برافراد‌ديگرداشته‌باشند،به‌نحوی‌كه‌بتوانند‌باهرسخن‌واشاره‌،  ‌وضعيت‌‌‌رابه‌نفع‌‌‌ياهدف‌خود‌تغييردهند.البته‌‌مُحتمل‌است‌اين ‌اشخاص‌‌‌خود‌نيزمتأثّر‌ازيك‌جای‌‌ديگر‌باشند‌كه‌‌آن‌‌برای‌عموم‌‌شناخته

‌شده‌نيست؛ويابه‌چشم‌‌نمی‌آيد!دراين‌پروسه،تأثيرات‌‌درهردوجنبۀ ‌مثبت‌وجنبه‌منفی‌آن‌مُحتمل‌‌است.بدون‌آنكه‌وارد‌قضاوت‌روی‌ ‌اشخاص‌حقيقی‌وحقوقی‌‌درجنبه‌مثبت‌ومنفی‌آن‌شويم،مصاديقی‌از آن‌را(آن‌چنانكه‌‌حافظه‌به‌‌ياد‌دارد)درتاريخ‌معاصرايران‌ونيز‌درعصر جمهوری‌اسلامی،مثال‌می‌زنيم.

مثلا‌درمورد‌‌گروه‌«فرقان»درنقل‌وقول‌ها‌ازرهبراين‌گروه،ازايشان‌به‌ عنوان‌يك‌فرداين‌چنينی‌سخن‌گفته‌شده‌است؛‌تاجايی‌كه‌‌وی‌ توانست‌دراندك‌مدت‌‌(ظهوروسقوط‌گروه‌فرقان)اثرات‌‌‌خودراباتروريك ‌تعداداشخاص(آن‌هم‌‌بيشتردرحوزه‌انديشه)به‌نمايش‌بگذارد.

همينطورترورهای‌كوردرعمليات‌های‌گروه‌سازمان‌مجاهدين‌‌خلق ‌ايران،كه‌متأثرازهمين‌پروسه‌است.ياترورهای‌رضاخوشنويس‌در سريال‌«هزاردستان»كه‌بخشی‌ازتاريخ‌ايران‌است.

ياهمينطورقتل‌های‌زنجيره‌ای‌توسط‌بخشی‌ازنيروهای‌وزارت ‌اطلاعات‌‌ونيزترورسعيدحجاريان‌توسط‌سعيدعسگر!

ودرعرصه‌بين‌الملل،ملامحمدعمر(رهبرگروه‌طالبان‌وبن‌لادن‌)كه ‌تأثيرات‌وی‌در‌جهان‌سياست‌بسيارملموس‌است.هم‌‌چنين

‌عمليات‌‌های‌انتحاری(كه‌فردی‌‌خودرابه‌آغوش‌مرگ‌می‌سپارد)‌متأثر ازيك‌جريان‌«كاريزماتيكی»‌است.ومی‌توانندخواسته‌خود‌راديكته‌‌و

تحميل‌نمايند.

جريان‌فراماسونری‌ولژ‌های‌آن(كه‌جهان‌وطنی‌عضوگيری‌می‌كنندو مرزنمی‌شناسند)نمايی‌ازيك‌«دولت‌سايه»است.

در‌شكل‌مافيايی:مافياياانجمن‌مخفی‌خلافکاران‌سیسیل‌بود.این‌ گروه‌در‌اواسط‌قرن‌۱۹میلادی‌در‌سیسیل‌به‌وجود‌آمدوبعدهادرشرق‌ ایالات‌متحده‌آمریکا‌و‌استرالیا‌گسترش‌یافت.مافیاازمجموعه‌ گروه‌هایی‌که‌به‌عنوان‌خانواده‌شناخته‌می‌شود‌تشکیل‌می‌شود‌که

‌هرخانواده‌یک‌روستا،یک‌شهریایک‌منطقه‌رارهبری‌می‌کندومعمولاً توسط‌فردی‌که«پدرخوانده»نامیده‌می‌شود،هدایت‌می‌شود.

اصطلاح‌«مافيا»يامافيايی‌عمل‌كردن‌،يك‌اصطلاح‌فراگيرويك‌پروسه

‌ جهان‌شمول‌است.

درحال‌حاضر،در«ج.ا.ا.»مصرف‌سياسی‌دارد‌؛يعنی‌اينكه‌هرجامصرف

‌سياسی‌پيداكرد،‌به‌شكل‌«مافيايی»نيزآن‌را‌دربين‌عموم‌مطرح‌

می‌كنند؟! گروه‌های‌مافيايی‌‌نيزباتوجه‌به‌امكاناتی‌كه‌‌(حق‌ياناحق) ‌بدست‌آورده‌اند،سعی‌دارنداولاآن‌راگسترش‌داد‌ه‌ودرهمۀ‌حوزه‌ها ‌دخالت‌دهند،ثانيا‌به‌شدّت‌ازهم‌دفاع‌كرده‌وپشتيبان‌هم‌باشند.وبا توجه‌به‌قدرتی‌كه‌بدست‌‌آورده‌ويامی‌آورند،اهداف‌خودرابرافراد

جامعه‌‌تحميل‌‌كنند.

درحال‌حاضر،‌درعصرجمهوری‌‌اسلامی‌‌ايران(بنابردلايلی‌كه‌درادامه

‌سلسله‌مطالب‌تحرير‌خواهدشد)مصاديق‌ملموس‌‌وآشكارآن‌را نمی‌توان‌‌مثال‌زد؛اماشماوقتی‌دودی‌‌غليظ‌درجايی‌رؤيت‌‌می‌كنيد، حتمابه‌آتش‌گرفتن‌‌‌‌آن‌مكان،تصديق‌خواهيد‌كرد.الان‌مامی‌‌توانيم‌ تأثيرات‌گروه‌های‌مافيايی‌درايران‌رادرزندگی‌خودتصديق‌كنيم‌؛اما نمی‌توانيم‌بااسم‌ورسم‌ومستند‌ازآن‌ها‌نام‌ببريم.درشكل‌باند: «باند»يك‌كلمه‌‌لاتين‌‌است؛و‌اصطلاح‌رايج‌درزبان‌ماهم‌هست.مثل‌‌ «باندفرودگاه»‌،كه‌انواع‌هواپيماازهرجاراپوشش‌‌می‌دهد‌وخدمات‌ رسانی‌می‌كند؛يا«باند»ی‌كه‌طبيب‌برروی‌زخم‌ياشكستگی‌‌ می‌پيچاندتاهم‌زشتی‌اش‌‌نمايان‌نشودوهم‌آن‌‌«زخم‌خورده»‌التيام

‌يابد!ازهمين‌روانواع‌باندهادرانواع‌متفاوت‌‌،زخم‌‌خورده‌هايی‌هستند

‌كه‌باباند‌پيچيی‌كردن‌خودمی‌خواهندزخمی‌كه‌برپيكره‌شان‌واردشده

‌‌است‌‌راالتيام‌بخشند!

درهرصورت‌ودرهرمعنا،«سرويس‌‌دهی»‌و«پوشش»‌وجه‌‌مشخصۀيك‌

«‌باند»‌است.اعضای‌يك‌باندممكن‌است‌‌متأثرازيك‌شخص‌‌باشندكه‌ هرگزآن‌رانديده‌اند؛‌ويااصلاوی‌‌رانمی‌شناسند؛هم‌چنين‌مُحتمل‌ است‌‌اعضای‌باندنيز،‌يكديگررانشناسند؛مثل‌يك‌تشكيلات‌‌سياسی

‌ومخفی،‌‌كه‌بخاطر‌‌وضعيت‌امنيتی‌،اعضايش‌راملزم‌می‌كندتاازيكديگر ‌اطلاعات‌‌كمتری‌داشته‌باشندويااصلانشناسند.

آنچه‌يك‌مجموعه‌رابه‌‌صورت‌يك‌«باند»درمی‌آورد،«اشتراك»‌است. اين«‌اشتراك»‌ممكن‌است‌درحوزه«‌سياست»‌باشدوبتواندبروضعيت

‌جامعه‌تاثيربگذارد.بطورمثال‌جريان‌«سيدمهدی‌هاشمی»؛كه‌به‌يك ‌«باند»‌مصطلح‌شد!باندی‌كه‌بدون‌‌عضوگيری‌تشكيلاتی،‌فقط‌بر اساس‌يك‌انديشه،به‌صورت‌‌خودجوش‌رشدوبعد‌توسط‌‌يك‌«‌جريان» ‌ديگرازرشد‌،بسط‌ونفوذش‌‌جلوگيری‌به‌عمل‌آمد؛اماعوارض‌‌واثرات‌‌آن‌

هنوزدرروابط‌‌‌سياسی‌‌ملموس‌است.ياآن‌باندی‌كه‌وزارت‌اطلاعات‌با

صدوراطلاعيه‌اش‌‌‌مبنی‌بردست‌داشتن‌‌تعدادی‌ازكاركنانش‌‌در عمليات‌‌ترور،موسوم‌به«‌قتل‌های‌زنجيره‌ای»‌ازآن‌‌يادكرد؛نمونه‌‌ای

‌ازپديدۀ‌‌«بانديسم‌»‌درجمهوری‌اسلامی‌ايران‌است‌،باندی‌كه‌‌درپی

‌آن‌همراه‌بادستگيری‌تعدادديگری‌نيز‌‌شد‌كه‌آنان‌‌با‌جزوات‌وانتشار مطالب‌‌خود‌‌درقالب‌عناوينی‌چون:«مرکزارشادوآگاه‌سازی‌عمومی»، «مرکز‌‌اطلاعات36میلیونی»،تحليل‌هايی‌رامنتشرمی‌كردند‌كه‌‌درآن

‌باادعای‌دسترسی‌به‌اسنادمحرمانه‌خارجی،‌برخی‌ازمسئولان‌نظام ‌رابه‌خیانت‌متهم‌كرده‌بودند.می‌شود‌گفت‌دقيقاشبيه‌همين‌خبر،در موردباند‌‌موسوم‌به‌‌«باندعباس‌پاليزدار»-كه‌پس‌ازافشاگريش‌،

تبعاتی‌‌درجامعه‌‌به‌‌همراه‌داشت-‌ابتداتوسط‌‌روزنامه‌كيهان‌‌مطرح،

‌وسپس‌رسماتوسط‌سخنگوی‌قوه‌‌قضائيه‌تائيد‌شد!

ودرحوزه‌اقتصاد‌وفرهنگ‌‌نيز‌اين‌انواع‌‌باند‌حضور‌‌قوی‌دارد.مثلاتأثير سرمايه‌داران‌ياسرمايه‌گذاران‌(يارانت‌‌‌داران)‌بربازارعرضه‌وتقاضا‌ ‌است؛كه‌می‌توانند‌هم‌به‌صورت‌«تك‌رو»‌‌وهم‌به‌شكل‌صنفی‌‌ورسمی

(مثل‌اتاق‌بازرگانی‌واتحاديه‌ها)‌‌عمليات‌خودرابه‌اجرابگذارند.

اين‌باند‌می‌تواندباكم‌وزيادكردن‌محصولات‌(خصوصاكالاهايی‌كه‌ ارتزاق‌عمومی‌وروزانه‌‌دارد)يك‌جَنگ‌روانی‌تاثيرگذار‌هم‌برقيمت‌ها، هم‌‌بر‌دولت‌،‌هم‌بر‌افرادجامعه‌‌ازخودبه‌‌جای‌گذارد.

هم‌چنين‌درديگرمناسبات،مثل‌بدست‌آوردن‌‌‌سؤالات‌كنكوروفروش‌آن‌

به‌برخی‌وتضمين‌قبولی‌به‌صورت‌100درصدی‌توسط‌بعضی‌از گروههای

‌‌آموزشی!  

هم‌چنين‌درحوزۀ‌سكس‌‌و‌موادمخدر،اين‌انواع‌باند‌فعاليت‌گسترده‌ای‌دارد.‌

درجامعه‌امروزی‌ودرهمه‌جا‌ی‌دنيا،«سكس»‌و«مواد‌مخدر»يك‌كالای ‌اقتصادی،سياسی‌و‌اجتماعی‌‌است.واگرحرف‌اول‌رانزند،بی‌تأثيردر

ديگرامور‌نيست!

به‌‌خاطرسود‌‌دهی‌فوری‌‌وكلان‌،اهميت‌زيادی‌در‌مناسبات‌دولت‌سايه‌‌

‌دارد؛ازهمين‌‌رو‌،درتمام‌‌دنياتعدادزيادی‌ازانواع‌«باند»‌به‌صورت‌«خُرد

وكلان»‌درزمينۀ‌توزيع«‌سكس‌»و«موادمخدر»سرويس‌می‌دهند‌و‌ ‌فعال‌مايشاء‌هستند.وكشورمانيزازاين‌قاعدۀ‌مستثنی‌نيست!در همين‌راستا،مفهوم‌‌«رانت‌قضائی‌»كه‌رئيس‌‌قوه‌قضائيه‌(هاشمی ‌شاهرودی)ازآن‌يادكرده‌بود‌،بواسطه‌‌قدرت‌وامكاناتی‌است‌كه‌‌اين «‌باند»هابدست‌می‌آورند،معلوم‌‌می‌شود!به‌طورمثال‌دستگيری‌ باندی‌كه‌درزندان‌برای‌زنان‌‌زندانی‌موادمخدرتوزيع‌می‌كردكه‌از اعضای‌اين‌‌باندتعدادی‌ازكارمندان‌زندان‌هم‌حضورداشتند!يا خانه‌های‌فسادی‌كه‌به‌كَرّات‌ازمحل‌اختفای‌آن‌‌درمطبوعات‌‌رونمايی

‌ می‌شود.

بامثلاخبری‌كه‌سال‌هاپيش‌درافشای«خانه‌‌ياس»يا«خانه‌هدايت» كه‌توسط‌‌برخی‌منتفذين‌سياسی‌وحكومتی‌برا‌ی‌نگهداری‌دختران ‌بد‌سرپرست‌يافراری‌‌‌وآسيب‌پذيرتأسيس‌وبرپاشده‌بودوبعدهادريك ‌فرايند‌ازآنان‌‌‌برای‌تجارت‌سكس‌‌سود‌جسته‌وسوء‌‌استفاده‌شد.اين ‌نوع‌اخبار،‌‌(‌تاسيس‌وانهدام‌خانه‌های‌فساد)‌می‌تواند‌سرنخی‌باشد‌

تامارابه‌‌يك‌ياچندباند،يا‌گروه‌مافيايی‌وياافرادمنتفذدردولت‌‌‌وحاكميت

‌‌‌‌برساند!‌مثلادر‌خبری‌نقل‌شد:«يك‌دختر17ساله‌رهبرباند‌اعزام ‌دختران‌برای‌«سكس»‌يا«كار»‌به‌«دوبی»‌‌بوده‌است.

‌طبيعی‌است‌اين‌دختر17ساله‌نمی‌تواند‌رهبرواقعی‌باند‌باشدودر حقيقت‌يك‌باند‌اصلی‌به‌رهبری‌فرد‌ديگر،آن‌رابه‌طورغيرمحسوس

‌‌ هدايت‌می‌كرده‌است‌‌و...!

الان‌درجامعه‌ماانواع‌«باند»‌‌درموضوعات‌مختلف‌‌حضوردارد.اين‌انواع ‌«باند»ممكن‌است‌اعضايش‌بدون‌آن‌كه‌يكديگررابشناسند،زنجيروار به‌يك‌‌«باند»‌يا«جريان‌آهنين»‌مرتبط‌باشند‌،ويابه‌افرادی‌‌معدودو ابسته‌باشند‌ومحدود‌به‌‌اشخاصی‌‌شوند‌‌كه‌اين‌‌اشخاص‌‌هيچگاه

 ‌نبايد‌شناخته‌‌شوند!

مثلاشمادرفيلم‌«متولدماه‌مهر»ملاحظه‌می‌كنيددوجريان‌ازدرون ‌دانشگاه‌باهم‌زدوخوردمی‌كنند‌ودانشگاه‌ياجامعه‌رابه‌‌هم‌می‌ريزند.

اين‌درحالی‌‌است‌‌درصحنه‌ديگری‌ازفيلم،دونفررا(بدون‌آنكه‌‌صورت‌و چهره‌شان‌هويداوشناخته‌‌شود)،دردستشويی‌دانشگاه‌‌نشان ‌می‌دهدكه‌باهم‌در‌حال‌گفت‌وگوهستندوباخنده‌ومزاح‌می‌گوينداين ‌جارازيادبهداشتی‌عمل‌‌نكرديم.يعنی‌اينكه‌هدايت‌‌حادثۀ‌‌‌‌دانشگاه‌ بازتاب‌اقدام‌مشترك‌و‌اختصاصی‌اين‌دونفربوده‌است!واين‌قضيه‌هم‌ ‌مُحتمل‌است‌‌كه‌شايداين‌دونفری‌كه‌درصحنۀ‌‌آشكارباهم‌مخالف

هستند،در صحنۀ‌‌پنهان،‌باهم،‌«هم‌پياله»باشند!؟

حادثه‌كوی‌دانشگاه‌می‌تواندمصداق‌عينی‌‌‌بخشی‌ازاين‌فيلم‌باشد.

درحالی‌كه‌‌هيچگاه‌‌عاملين‌آن‌شناخته‌نشدند!

درشكلNGO‌‌ (انجمن‌ها،مؤسسات‌خيريه،وغيرانتفاعی‌‌وبنيادها):

كه‌درآن‌علاوه‌برپولشويی،بااستفاده‌ازهمان‌عناوين‌‌،می‌توانند‌در شكل‌يك‌باند،ياوابسته‌به‌يك‌باند‌وياتحت‌سيطره‌اشخاصی‌معدود، ‌مقصودخودراديكته‌كنند.درتمام‌موارد‌فوق‌مصاديقی‌هست،كه‌در سلسله‌يادداشت‌هابعدی‌عنوان‌خواهد‌شد.

ياد‌آوری‌می‌شود:

‌رشد‌دولت‌سايه‌‌بيشتردردمكراسی‌های‌لرزان‌وناقص‌‌است‌. دمكراسی‌‌مذهب‌اجتماعی‌قرن‌حاضراست؛وهميشه‌درحال‌تكامل.

دمكراسی‌درفرايندهايی‌تقويت‌وياسست‌می‌شود.«دولت‌‌سايه»

‌درسايۀ‌‌دمكراسی‌‌سست‌شده‌متولد‌شده‌ورشد‌مضاعف‌وتصاعدی

‌‌پيدامی‌كند.

«‌دولت‌سايه»‌‌بدون‌آنكه‌خودرا‌به‌شكل‌علنی‌‌‌درگيركارزار‌سياسی‌ ‌كند،می‌تواندباچيدن‌مُهره‌‌‌دراركان‌دولت‌ونيزنهادهاو‌‌NGOهانبض‌

 اموررادر‌دست‌خود‌بگيرد.

هم‌چنين،دولت‌سايه‌وقتی‌خودرادرخطر‌ببيند،حاضراست‌برخی ‌نيروهای‌خودراهم‌قربانی‌كند؛‌تاموجوديت‌واقتدارش‌حفظ‌شود.

مثل‌سعيدامامی!

وگاهی‌‌نيروهای‌قربانی‌شده‌،بدون‌آنكه‌متوجه‌‌‌شوند،ذبح‌می‌شوند؛

تاپروند‌ه‌برای‌هميشه‌مختومه‌شود!؟

می‌توان‌گفت‌در«ج.ا.ا.»يك‌«دولت‌سايه»‌‌مقتدرانه‌برامورفرمان‌می‌راند،

دولتی‌‌كه‌رسمی‌نيست،امارسميت‌دارد!

ادامه‌دارد...

تهران/محمد‌شوری/نويسنده‌وروزنامه‌نگار

16تير1387

 

+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط محمد شوري جزه | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

محكمه‌امروز

 

 

انقلاب‌عريان!

 

1-رئيس‌دادگستری‌استان‌تهران:سردار‌زارعی‌آزادشد؛مدارك‌كافی‌نبود.

2-خودكشی‌قاضی‌متهم‌به‌تجاوز‌جنسی‌درزندان‌كردستان.

3-تعرض‌معاون‌دانشجويی‌‌دانشگاه‌زنجان‌به‌يك‌دختردانشجو.

4-دانشجوی‌دختری‌كه‌قربانی‌تمايلات‌شوم‌برادر‌مددی‌در‌زنجان‌شده‌بودبازداشت‌شد.

5-داستانی‌مشابه‌زنجان‌با‌استاد‌روحانی‌:به‌دنبال‌افشای‌ماجرای‌دانشگاه‌زنجان،يک

‌دانشجوی‌دختردانشگاه‌آزاددرتماس‌باروزآنلاين‌شرح‌رويداد‏مشابهی‌را‌که‌در‌مورد‌خود‌ وی‌رخ‌د‌اده‌است‌تشريح‌کرد.

6-ایام‌تاسوعاوعاشورای‌حسینی‌بود.بخش‌خبری‌ساعت‌21شبكه‌اول‌كه‌‌به‌پایان

‌رسید،‌مجری‌ازفیلمی‌خبردادكه‌قراراست‌دردوشب‌پیاپی‌ازتلویزیون‌سراسری‌ایران ‌پخش‌شود.‌باپخش‌آن‌مشخص‌شدكه‌این‌فیلم،‌بُریده‌ای‌نیم‌ساعته‌از16‌ساعت ‌سخنرانی‌دركنفرانس‌برلين‌آن‌هم‌درست‌صحنه‌هایی‌كه‌شامل‌رقص‌زنان‌وعریان‌شدن ‌مردان‌بود.فردای‌آن‌شب،‌روزنامه‌های‌‌اصلاح‌طلب‌با‌اشاره‌به‌پخش‌این‌فیلم‌در‌ایام‌ تاسوعاوعاشورانوشتند:‌پخش‌این‌فیلم‌اشاعه‌فسادآن‌هم‌درموسم‌عزاداری‌بوده‌وصداو

سیمابادست‌زدن‌به‌چنین‌كاری،مجوز‌پخش‌چنین‌‌برنامه‌هایی‌‌رادرآینده‌صادركرده‌ است.

7-تاييددستگيری‌يك‌نماينده‌ديگرمجلس‌شورای‌اسلامی‌‌بجرم‌فساد‌اخلاقی‌.

8-بازداشت‌عباس‌پاليزدارپس‌ازافشاگری‌‌های‌اخيراو.

9-فسادمانندموريانه‌پايه‌های‌نظام‌راداردمی‌خورد؛گفت‌گوی‌اميدمعماريان‌بااكبر

اعلمی.

 

 

10-اكبراعلمی‌دروب‌سايت‌شخصی‌اش‌در‌مورد‌افشاگری‌های‌اخير‌عباس‌پاليزدار

می‌نويسد:آياطرح‌مسائل‌فوق‌(اتهاماتی‌که‌به‌پاليزدار‌نسبت‌داده‌شده)‌به‌مفهوم‌انکار‌واقعيت‌هاست؟‌آيا‌ادعاهای‌مطرح‌‏شده‌دروغ‌است‌واگرمی‌گوئيددروغ‌است،

کدام‌بخش ‌آن‌راتکذيب‌می‌کنيد؟آيا‌همه‌اشخاصی‌که‌نامشان‌در‌‏اين‌افشاگری‌هاذکرشده‌

است،‌ اتهامات‌منسوب‌به‌خود‌را‌انکارمی‌کنند؟اگرچنين‌است،‌چرارسماموضع‌نمی‌گيرند؟... آياواگذاری‌معدن‌سنگ‌مرمردهبيد‌فارس‌دروغ‌است؟‌آياواگذاری‌کارخانه‌لاستيک‌دنابا ‌سهل‌ترين‌شرايط‌و‌منظور‌کردن‌تسهيلات‌ويژه‌برای‌باصطلاح‌خريدار،‌صحت‌‌ندارد؟‌آيا ‌پرونده‌مربوط‌به‌جنگل‌های‌شمال‌و‏حوادثی‌که‌متعاقب‌آن‌پيش‌آمدقابل‌انکار‌است؟

11-چراقم‌ازهمه‌جافاسدتراست؟محمد‌نوری‌زاددر«‌گاه‌نوشت‌»درنامه‌ای‌مفصل‌و

طولانی‌به‌آيت‌الله‌مکارم‌شيرازی‌نوشته‌ودربخشی‌ازآن‌‏پرسيده‌است‌چراشهرقم،به ‌رغم‌حضور‌آن‌همه‌روحانی‌و‌مرجع‌تقليدومدارس‌علميه،‌از‌همه‌جهت‌فاسدترين‌‏شهر ‌ايران‌است.‌..چرا‌اين‌شهر‌كه‌شب‌وروز‌در‌معرض‌و‌متاثر‌از‌مراقبت‌های‌ايمانی‌شمايان ‌است،‌شمايی‌كه‌داعيه‌هدايت‌‏جهانيان‌راداريد،‌شمايی‌كه‌برای‌مردمان‌آمريكاوآفريقاو ‌اروپا‌و‌همه‌اقوام‌و‌ملل‌چيزی‌جز‌هدايت،آنهم‌جز‌‏از‌ناحيه‌خودتان‌متصور‌نيستيد،‌چرا همين‌قم،‌به‌روزی‌در‌آمده‌است‌كه‌در‌آمارهای‌‌نيروی‌انتظامی‌خودمان،‏اول‌شهرآسيب ‌ديده‌ازمعضلات‌و‌مفاسد‌اجتماعی‌است.

 

 

12-يكهزارو98زن‌بدحجاب‌درتهران‌دستگير‌شدند.

13-دستگيری‌باندمتجاوزبه‌نواميس‌مردم‌در‌جنوب‌تهران

14-دوخانواده‌زيرچادردريك‌اتوبان،زندگی‌می‌كنند؛اين‌جاتهران‌است.

15-مانتوروازكجاخريدی‌؟عكس‌هايی‌ازبازداشت‌زنان‌و‌دختران‌ايرانی‌.موهاتوكجااصلاح

كردی‌؟عكس‌هايی‌ازبازداشت‌جوانان‌ايرانی‌بخاطرمدل‌وهايشان.

 

16-دستگيری‌۵۷۵مردوزن‌به‌اتهام‌رابطه‌ناسالم‌درآذربايجان‌شرقی‌طی‌دوماه‌اخير.

17-اكبراعلمی:دریکی‌از‌روزهای‌سال‌1385،‌فتحعلی‌زاده‌رابط‌سابق‌آیت‌الله‌شاهرودی ‌رئیس‌قوه‌قضائیه‌در‌مجلس‌شورای‌اسلامی،‌با‌مراجعه‌به‌من‌و‌در‌حضور‌چند‌تن‌از‌ نمایندگان‌عضو‌کمیسیون‌امنیت‌ملی،‌به‌نقل‌از‌فیروزی‌دادستان‌سابق‌تبریز‌از‌تلاش‌ برخی‌از‌مقامات‌محلی‌برای‌منحرف‌کردن‌یک‌پرونده‌و‌فشار‌برای‌حذف‌دادستان‌انقلاب‌و ‌عمومی‌تبریز‌خبر‌داد.ویکبار‌نیز‌در‌محل‌اقامت‌اینجانب‌در‌تبریز‌با‌من‌ملاقات‌کرده‌وبه‌ تفصیل‌از‌نحوه‌دستگیری‌کسانی‌که‌یک‌دختررا‌ربوده‌و‌قصد‌داشتند‌که‌بااوعمل‌منافی ‌عفت‌انجام‌دهند‌سخن‌گفت‌و‌توضیح‌دادکه‌در‌اثر‌پیگیری‌این‌پرونده‌و‌پرونده‌های‌مشابه ازسوی‌وی‌که‌انگشت‌اتهام‌را‌متوجه‌برخی‌ازشخصیت‌های‌سیاسی‌و‌روحانی‌کرده ‌است،‌هجمه‌‌گسترده‌ای‌ازسوی‌افرادمتنفذ‌استان‌علیه‌وی‌صورت‌گرفته‌تاجائیکه‌در‌اثر ‌این‌فشارهاقرار‌است‌که‌او راازپست‌کنونی‌اش‌برکنار‌نمایند.هفته‌نامه‌ساقی‌در

‌شماره137مورخه‌دوم آبانماه‌1385خودزیر‌عنوان:«دستگیری‌پسر‌یکی‌ازمدیران

‌ارشددولتی‌دراستان‌به‌دلیل‌مسائل‌اخلاقی‌وسوء‌استفاده‌ازموقعیت‌شغلی‌پدرش‌ می‌نویسد:فرزندیکی‌ازمدیران‌ارشددولتی‌در‌استان‌به‌اتهام‌تجاوزبه‌عنف‌وسوء استفاده‌ازموقعیت‌شغلی‌پدرش‌دستگیر‌وروانه‌زندان‌شده‌است.‌طبق‌این‌گزارش،‌فرد‌ دستگیر‌شده‌فرزند‌یکی‌از‌مدیران‌ارشدوباصطلاح‌اصولگرای‌استان‌بوده‌که‌باهمکاری‌ دو‌نفر‌دیگر‌که‌یکی‌از‌آنهانیروی‌قرار‌دادی‌‌شهرداری‌ودیگری‌فرزندیک‌روحانی‌سرشناس

‌می‌باشدباسوء‌استفاده‌ازامکانات‌دولتی‌و‌کارت‌‌شناسائی‌یک‌نهادمقدس‌ونظامی،‌ دختران‌جوان‌رابه‌اتهام‌رابطه‌با‌پسران‌دستگیر‌وبه‌بهانه‌ارشادوامربمعروف‌به‌محل‌خلوت‌

کشانده‌و‌ازآنها‌سوء‌استفاده‌می‌كردند…اهمیت‌وحساسیت‌این‌پرونده‌درمحافل‌مختلف‌تاجائی‌بالاگرفت‌که‌حتی‌یکی‌ازسرکرده‌های

‌گروهفشارتبریزدرجمع‌همفکران‌خود‌به‌آن‌اذعان‌کرده‌و‌گفت:«متاسفانه‌عده‌ای‌با‌استفاده‌از

‌موقعیت‌خودکاررابه‌جائی‌می‌رسانندکه‌فرزندان‌یاوابستگان‌مدیران‌استانی‌خط‌قرمز‌عفت

‌عمومی‌را‌شکسته‌و‌باجعل‌عنوان،‌آدم‌ربائی‌و‌تعرض‌به‌نوامیس‌مردم‌حیثیت‌دولت‌عدالت‌را‌زیر

سوال‌می‌برند…لاجرم‌پس‌از ‌آگاهی‌از‌محتویات‌این‌پرونده‌بر‌حسب‌وظیفه‌قانونی‌خوددرتیر‌ماه‌86‌وزیر‌کشور‌را‌جهت پاسخگوئی‌در‌مورد‌صحت‌و‌سقم‌پرونده‌مذکوربه‌مجلس‌فراخواندم.‌متن‌سوال‌از‌ وزیر‌کشور‌که‌درکمیسیون‌امنیت‌ملی‌مطرح‌شد.باوجوداینکه‌درپیگیری‌پرونده‌مذکورو طرح‌سوال‌ازوزیر‌کشور‌نام‌کسی‌ذکرنشده‌است،اماطرح‌این‌شکایت‌حاکی‌است‌که ‌ضمیرمرجع‌خودرایافته‌است‌ومتهم‌‌منصوب‌به‌یکی‌ازمدیران‌سابق‌استانداری‌بااستناد به‌سوال‌قانونی‌مطرح‌شده‌در‌کمیسیون‌امنیت‌ملی‌به‌شرحی‌که‌بیان‌شد،‌علیه‌اینجانب‌طرح‌

شکایت‌کرده‌است.گفتنی‌است‌که‌مدیر‌مذکور‌از‌افراد‌نزدیک‌به‌یکی‌از‌ائمه‌جمعه، یکی‌از‌نمایندگان

‌تبریز(که‌هر‌دو‌به‌شدت‌نسبت‌به‌اینجانب‌خصومت‌و‌کینه‌دارند)و‌نیزیکی از‌اعضای‌هیات‌رئیسه‌هفتمین‌و‌هشتمین‌دوره‌مجلس‌شورای‌اسلامی‌است‌که‌با حمایت‌آنهاهم‌به‌عنوان‌یکی‌از‌مدیران‌ارشد‌استان‌آذربایجان‌شرقی‌منصوب‌شده‌بود‌و جالب‌اینجاست‌که‌در‌هنگام‌طرح‌سوال‌از‌وزیر‌کشور‌نماینده‌مزبور‌از‌تبریز‌نیز‌در‌کمیسیون امنیت‌ملی‌حضور‌فعال‌داشت!

18-گفته‌شدزهرابنی‌يعقوب‌‌دانشجوی‌دكتراكه‌توسط‌‌‌‌نيروی‌‌گشت‌‌امربه‌معروف‌ونهی

‌ازمنكردستگيرشده بود،دربازداشتگاه‌همدان‌‌خودكشی‌كرده‌است‌!

19-‌وزارت‌اطلاعات‌ج.ا.ادرتاريخ‌15دی‌1377‌مسئوليت‌قتل‌های‌زنجيره‌ای‌رابرعهده‌

گرفت.‌درچنين‌روزی‌پس‌ازكشف‌اجسادداريوش‌فروهروهمسرش‌درمنزل‌مسكونی‌‌خودونيز

يافتن‌جنازه‌دوتن‌ازفعالان‌كانون‌نويسندگان(مختاری‌وپوينده)دربيان‌های‌اطراف‌ تهران،سرانجام‌وزارت‌اطلاعات‌ج.ا.ا.دردوره‌رياست‌جمهوری‌سيدمحمدخاتمی‌،بايك ‌اقدام‌بی‌سابقه،مسئوليت‌كشتن‌آنهارابرعهده‌گرفت‌واعلام‌كرد:برخی‌‌ازافرادخودسروكج‌

انديش‌وزارت،دست‌به‌چنين‌جنايتی‌زده‌اند.هم‌چنين‌عاملان‌تهیه‌شبنامه‌وجزوات ‌مجعول‌د‌رباره‌قتلهای‌اخیردستگیرشدند.عامل‌اصلی‌‌‌اداره‌این‌مرکزدارای‌انگیزه‌های‌ خودبزرگ‌بینانه‌بوده‌است.‌ازاین‌باندیک‌قبضه‌سلاح،‌تعدادی‌اسناد‌طبقه‌بندی‌شده‌و‌ حُکم‌های‌ماموریت‌جعلی‌بدست‌آمد.یک‌مقام‌مسئول‌دروزارت‌اطلاعات‌اعلام‌کرد: «عاملان‌تهیه‌و‌تکثیر‌شبنامه‌وجزوات‌مجعول‌با‌تلاش‌و‌پیگیری‌سربازان‌گمنام‌امام‌زمان ‌(عج)‌اخیراً‌شناسایی،‌دستگیروبه‌مراجع‌قضائی‌تسلیم‌شدند.‌وی‌درگفت‌وگو‌با خبرگزاری‌جمهوری‌اسلامی‌افزود:«عاملان‌این‌اقدام‌جزوات‌وشبنامه‌هایی‌راتحت ‌عناوین‌مجعولی‌همچون‌«مرکزارشادوآگاه‌سازی‌عمومی»،«مرکزاطلاعات‌ 36میلیونی»وغیره‌منتشرمی‌کرده‌اند.این‌مقام‌امنیتی‌اضافه‌کرد:«عامل‌اصلی‌این ‌اقدام‌غیر‌قانونی‌با‌ادعای‌دسترسی‌به‌اسنادمحرمانه‌خارجی‌طی‌جزوات‌و اطلاعیه‌هایی‌که‌ازطریق‌نمابر‌ارسال‌می‌کرد،‌برخی‌ازمسئولان‌نظام‌رابه‌خیانت‌متهم ‌کرده‌بود».وی‌اظهارداشت‌عامل‌اصلی‌این‌اقدام‌با‌نگارش‌وارائۀ‌تحلیل‌های‌غلط‌‌و‌ ادعاهای‌خلاف‌واقع‌تلاش‌می‌کرد،ذهنیت‌نخبگان‌‌سیاسی‌ومذهبی‌نظام‌رانسبت ‌یکدیگر‌مخدوش‌سازد».این‌مقام‌مسئول‌دروزارت‌‌اطلاعات‌تصریح‌کرد:«نتایح‌اقدامات ‌غیرقانونی‌این‌افرادتشویش‌اذهان‌عمومی،نشراکاذیب‌وایجاداختلاف‌میان‌مسئولان ‌نظام‌وجریان‌های‌سیاسی‌خودودستگاههای‌مختلف‌کشوربود».

 

 

 

20-‌آية‌الله‌الظعمی‌‌منتظری‌درمصاحبه‌با«بی‌.بی‌.سی»‌:زمانی‌که‌ازاو‌پرسیدم‌چه چیزی‌درنهایت‌به‌علنی‌شدن‌اختلاف‌او‌وآیت‌الله‌خمینی‌منجرشدپاسخ‌داد‌روزی‌یکی‌از روحانیون‌نزدیک‌او،‌هراسان‌به‌دیدارش‌آمدوگفت‌دختر13ساله‌اش‌به‌ظن‌حمایت‌از‌یک گروه‌مخالف‌دولت‌در‌خطر‌اعدام‌است.آیت‌الله‌منتظری‌گفت‌هر‌چه‌درتوانش‌بوده‌برای‌ جلوگیری‌از‌این‌اعدام‌انجام‌داده‌اما‌به‌جایی‌نرسیده‌است.

گفتنی‌است‌‌آية‌الله‌العظمی‌منتظری‌سرانجام‌به‌علت‌‌مخالفت‌بااعدام‌های‌فلّه‌ای‌‌در سال 1367،ازقائم‌مقامی‌رهبری‌كناره‌گيری‌كرد.

21-سال‌ها‌پيش‌،رئیس‌قوه‌قضائیه‌درسخنانی‌درجمع‌مردم‌استان‌مازندران‌برجلوگیری

‌از«رانت‌خواری ‌قضایی»تأکیدکردند.

درزندان‌زنان‌يك‌گروه‌اززنان‌زندانی‌باكمك‌مامورين‌زندان‌‌‌‌برای‌زندانيان‌مواد‌مخدر(وكراك)توزيع‌می‌كردند.پدری‌دخترش‌‌به‌‌جرم‌سرقت‌به‌زندان‌رفته‌‌است‌،‌بعدازمدتی‌متوجه ‌می‌شوداودر‌زندان‌به‌موادمخدرازنوع‌كراك‌‌معتادشده‌است»!

سال‌هاپيش‌نيزاززبان‌رياست‌‌‌قوۀ‌قضائيه‌خوانديم:«‌مشاهده‌شده‌است‌که‌بازندانی ‌شدن‌‌پدریامادر،دخترخانواده‌درسن‌13سالگی‌به‌فحشاروی‌آورده‌است.

وی‌هم‌چنين‌درزمان‌آغاز‌تصدی‌بررياست‌قوه‌قضائيه‌گفته‌بود:.«ویرانه‌ای‌راتحویل‌گرفتم‌وبرای

‌بازسازی‌ونوسازی‌آن‌حدودیک‌دهه‌زمان‌نیازاست...رسیدن‌به‌نظام‌جامع‌کامل‌و ‌ایده‌آل‌قضائی‌اسلام‌شایدده‌سال‌به‌طول‌انجام‌و‌درانجام‌این‌مهم‌درصددشناسایی‌افرادلایق،

کارشناس‌وصاحب‌اندیشه‌هستیم‌تاگروهی‌رابرای‌استخراج‌سیاست‌های‌کلان‌و مبانی‌قضایی‌تعیین‌کنیم .

22-آیة‌الله‌خامنه‌ا‌ی‌‌دردیداربااعضای‌دولت‌آقای‌خاتمی،‌درارتباط‌باامور‌اقتصادی‌،

معیشتی‌مردم‌گفتند:«بخش‌های‌اقتصادی‌ما‌اگر‌می‌خواهند‌مردم‌متدین‌شوند،‌ معاش‌مردم‌را‌تامین‌کنند.‌چون‌من‌لامعاش‌له‌لامعاد‌له‌اگر‌بخش‌های‌دولت،‌معاش‌مردم‌را‌تامین

‌کردند‌مردم‌متدین‌خواهندشد...!

 

 

 

23-.....؟

اين‌هانمونه‌هائی‌ازعناوين‌اخباری‌است‌كه‌درمطبوعات‌وسايت‌های‌خبری‌درج‌شده ‌است.

يكی‌‌از‌هزينه‌های‌‌گزافی‌‌‌كه‌‌در‌حال‌‌حاضر‌نظام‌‌جمهوری‌‌اسلامی‌‌از‌پول‌‌بيت‌المال‌(نفت)خرج‌‌می‌كندوهدرمی‌دهد،تلاش‌برای‌حفظ‌‌‌‌ايمان‌مردم‌است!

الان‌30‌سال‌است‌‌‌اين‌‌مردم‌‌ازمنابر،فقط‌موعظه‌می‌شنوند‌تاباايمان‌شوند...

درر‌‌ژيم‌‌پهلوی‌‌،‌مشروب‌فروشی‌علنی‌داشتيم،شهرنو(فاحشه‌خانه)رسمی‌داشتيم،

برخی‌دختران‌وزنان‌بی‌حجاب‌وعريان‌‌آزادانه‌درمنظرعمومی‌رؤيت‌می‌شدند،مسجد‌هم‌بود،

منبرهم‌بود،كتابخانه‌هم‌بود،شاه‌‌نيزجرات‌‌نداشت‌خودرا‌علناضددين‌‌و‌لائيك‌نشان‌ دهد؛اماسرانجام‌بنابرهزاويك‌علت‌،سلطنت‌سرنگون‌وجمهوری‌‌اسلامی‌برپاشد.

يكی‌ازاين‌‌يك‌‌وهزار‌يك‌علت،‌‌عدم‌وجود«آزادی»‌بود.

چون‌‌:«ديكتاتوری‌ازاينجاناشی‌نمی‌شودكه‌يك‌مكتب‌خودراحق‌‌می‌‌شماردياناحق‌،بلكه‌از

اينجاناشی‌می‌شود‌كه‌آياحق‌انتخاب‌رابرای‌ديگران‌قائل‌است‌ياقائل‌نيست»(علی ‌شريعتی).

اكنون‌پس‌از30سال،‌بازهمه‌چيزهست:مشروب‌فروشی‌ومشروب‌خوری،فاحشه‌ خانه‌های‌‌مخفی‌وعلنی‌‌‌وباحجاب‌هايی‌كه‌ازبی‌حجاب‌های‌‌دوران‌شاه‌وبی‌حجاب‌های‌كشورهای

‌غربی‌هم‌‌‌‌‌بدتر؛يك‌معجونی‌كه‌م